نقش نوآوری و ساختارشکنی در مسیر موفقیت کسب‌وکار

نقش نوآوری و ساختارشکنی در مسیر موفقیت کسب‌وکار

آیا همه‌ی نوآوری‌ها بازار را متحول می‌کنند یا برعکس؛ ساختارشکنی بازار مستلزم بهره‌گیری از نوآوری‌ است؟

در سال‌های اخیر، بحث‌های زیادی در مورد ساختارشکنی و نوآوری مطرح‌شده که غالباً به یک سؤال ختم می‌شوند: آیا این دو کیفیت یکسان هستند؟

دیوید ملتزر، کارآفرین و مدیرعامل شرکت بازاریابی اسپورتس وان، معتقد است که ساختارشکنی (Disruption)، نتیجه‌ی تکامل سریع یک کسب‌وکار است. بااین‌حال از دهه‌ی ۹۰ میلادی، یعنی زمانی که کلایتون کریستنسن (استاد دانشگاه هاروارد) کتابی با عنوان «نوآوری ساختارشکن» تألیف کرد، این دو واژه غالباً به یک معنی به کار گرفته می‌شدند. تنها در چند ماه گذشته، برخی کارشناسان تأثیرات ساختارشکنی و نوآوری در مسیر موفقیت شرکت را به‌طور دقیق‌تر و مفصل‌تر بررسی کرده‌اند.

تعریف ساختارشکنی

از زمانی که پروفسور کریستنسن ایده‌ی خود را با دنیای کسب‌وکار به اشتراک گذاشت، این دو عبارت همیشه با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شدند و بسیاری از متخصصان تعاریف آن‌ها را مشابه می‌دانستند.

اما بنا به تعریف سنتی ساختارشکنی، این فرایند از دو راه حاصل می‌شود:

  • اولین حالت، زمانی است که در یک بازار، شرکت‌های رهبر خدمات بسیار زیادی به مشتری معمولی ارائه می‌کنند.
  • حالت دوم؛ زمانی است که در بازار فعلی مشتریان متوسط، از خدماتی بسیار کم برخوردار می‌شوند یا اصلاً هیچ‌گونه خدمتی دریافت نمی‌کنند.

در چنین حالاتی؛ اگر یک بازار جدید به وجود بیاید یا نیازهای مشتریان کم‌مصرف به‌طور کامل برآورده شود، ساختارشکنی یا به عبارتی تکامل سریع روی‌ داده است.

هیچ بازار و هیچ صنعتی از این پروسه در امان نیست. طبق نظرسنجی مؤسسه‌ی PricewaterhouseCoopers، حدود ۶۰ درصد از ۱۳۷۹ مدیرعامل مورد پرسش، معتقد بودند که طی چند سال اخیر، حوزه‌ی فعالیت آن‌ها تغییر یافته یا وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. ۷۵ درصد از این مدیران معتقد بودند که تا سال ۲۰۲۰، بار دیگر شاهد ساختارشکنی بازار خواهند بود.

نوآوری و تکامل

نوآوری یا نوآوری تکاملی، فرایندی است که آرزوهای شما را به واقعیت تبدیل می‌کند یا آنچه در ذهن شما است، به تصویر می‌کشد. شرکت‌های ساختارشکن، شرکت‌هایی هستند با نوآوری و پروسه‌های نوآورانه‌ی خود، بازاری را که در آن فعالیت می‌کنند، به‌طور کامل متحول می‌کنند. آن‌ها ممکن است با استفاده از نوآوری به اهداف خود دست پیدا کنند؛ اما همه‌ی نوآوری‌ها لزوماً ساختارشکن نخواهند بود. به‌عبارت‌ دیگر، همه‌ی نوآوری‌ها باعث نمی‌شوند یک کسب‌وکار یا یک بازار، به‌سرعت تکامل پیدا کند. واقعیت این است که همه‌ی کسب‌وکارها باید در طول زمان رشد کنند تا بتوانند در یک بازار رقابتی دوام بیاورند. شرکت‌ها به‌منظور اصلاح، بهبود و تکمیل محصولات خود و پاسخگویی به نیازهای بازار، به زمان کافی نیاز دارند.

البته ساختارشکنی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. بسیاری از تحولاتی که ما آن‌ها را موفقیت یک‌شبه می‌دانیم، در حقیقت در طول دهه‌ها شکل‌ گرفته‌اند تا در نهایت به نقطه‌ی اوج رسیده‌اند و بازار جهانی را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

از طرف دیگر ساختارشکنی بازار نیز یک‌شبه پاسخ داده نمی‌شود. طبق تحقیقات مؤسسه‌ی Capgemini، بیش از ۷۵ درصد از کسب‌وکارهای پیشگام، حداقل پس از دو سال نسبت به ساختارشکنی‌های بازار واکنش نشان می‌دهند.

مثال‌هایی از ساختارشکنی و تکامل

شرکت‌های ساختارشکن نظیر نتفلیکس، بازار رسانه‌ها را یک‌شبه تغییر نداده‌اند. نتفلیکس سال‌ها فعالیت در کارنامه‌ی خود داشت و در زمینه‌ی کسب‌وکار، حتی دوره‌های نامساعد و دشواری پشت سر گذاشته بود تا زمانی که موفق شد رویکرد خود را از استراتژی تحویل ایمیل، به محتوای استریم آنلاین تغییر دهد. این روند بدون کمک نوآوری‌های تکنولوژی امکان‌پذیر نبود. تکنولوژی استریمینگ و نمایش متفاوت محتوا، سیستم مصرفی رسانه‌ها را کاملاً متحول کرد و به نقطه‌ی امروزی رساند.

برخی از کارآفرینان نظیر دیوید ملتزر، ترجیح می‌دهند به‌عنوان ساختارشکن تکاملی عرصه‌های بشردوستانه شناخته شوند. آن‌ها با کمپین‌های نوآورانه، در جهت توانمندسازی مردم جهان گام برمی‌دارند و هزاران نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این فعالیت‌های مداوم، چهره‌ی بشردوستی را در جهان تغییر داده است و دیگر به اعانه و کمک‌های مالی ختم نمی‌شود، بلکه در پی بهبودی واقعی زندگی مردم است.

نویسنده : پویش پور محمد

 

۸ عادت تضمین‌کننده موفقیت

۸ عادت تضمین‌کننده موفقیت

ما نتیجه‌ی رفتارهای تکرار شده‌ی خود هستیم. ارسطو می‌گوید:

موفقیت یک کنش نیست؛ بلکه یک عادت است.

در زیر، کارآفرینان موفق، یکی از عادت‌های منجر به موفقیت را ذکر کرده و توضیح می‌دهند که چگونه آن عادت را در خود نهادینه کنید.

۱.هدف‌هایتان را تصور کنید

لوییس هوز می‌گوید از زمانی که در دوران دبیرستان ورزشکار بوده است، هدف‌هایش را به گونه‌ای تصور می‌کرده است که انگار اکنون محقق شده‌اند. حال برای سال‌هاست که هوز از این تمرین استفاده می‌کند؛ تمرینی که در حرفه‌ی ورزشی او، دستاوردهای کسب‌و‌کار او و تلاش کنونی او برای تاثیری عظیم بر جهان از طریق رسانه موثر بوده است.

هیچ راه درست و غلطی برای تصور رویاهایتان وجود ندارد. تنها کافی است زمانی را صبح یا شب در نظر بگیرید، چشمان خود را ببندید و فیلمی را در ذهن خود پخش کنید که وقتی به رویاهایتان دست یافتید، زندگی‌تان به چه شکل خواهد بود.

این تمرین به مغزتان می‌قبولاند که شما به هدف نهایی خود دست یافته‌اید؛ به همین سبب در موعد مقرر، آماده و با اعتماد به نفس خواهید بود.

۲.باورهای ذهنی‌تان را به‌روز کنید

همه ما باورهایی قدیمی در مورد خودمان در ذهنمان داریم که هرگاه موقعیتی جدید پیش می‌آید، آن باورها در ذهن ما به صدا در می‌آید. باربارا کورکوران می‌گوید که دانش‌آموز موفقی در مدرسه نبوده است؛ چرا که هشت سال مداوم، ذهنش باورهای منفی را تکرار می‌کرده است. اگر این باورهای منفی مدام در ذهن شما پخش شوند، شما آن‌ها را باور می‌کنید و موفقیت یا دستیابی به هدفتان، دور از دسترس خواهد بود.

باربارا دریافت که این باورهای قدیمی سر راه موفقیت او قرار گرفته‌اند. بنابراین او عادتی ذهنی در خود ایجاد کرد تا باورهای ذهنی‌اش در مورد خودش را به‌روزرسانی کند. باربارا یکی از عمده‌ترین دلایل موفقیت خود را، به‌روزرسانی باورهای ذهنی‌اش می‌داند.

۳.در عرض پنج دقیقه، باورهایتان را تغییر دهید

تصویرسازی و تعیین هدف ضروری هستند. اما یک تمرین ساده و روزانه می‌تواند رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کند. هر روز پنج دقیقه وقت را در نظر بگیرید. در این پنج دقیقه با فعل‌های زمان حال، هدف‌هایتان و نتیجه‌ی مشخص آن را بنویسید؛ به گونه‌ای که به آن‌ها دست یافته‌اید.

مثلا می‌توانید بنویسید: «ما ۲۵۰۰ مشتری داریم که برای خدمات کپی رایت، ماهانه ۹۹ دلار به ما می‌پردازند» یا «ما ۳۲ ساختمان را اداره کرده و ماهانه ۱۲۸۰۰۰ دلار درآمد داریم».

عمل نوشتن و بازنویسی روزانه‌ی هدف‌ها، سیستم عصبی شما را تغییر داده و تمرکز منحصر‌به‌فردی ایجاد می‌کند. این کار به ناخودآگاه شما امکان می‌دهد که دریابد هر روز روی چه چیزی باید تمرکز کند.

۴.همیشه ۱۵ دقیقه پیش از موعد حاضر باشید

سر وقت بودن، به تنهایی شما را تا حدود زیادی موفق می‌کند. جاناتان گلیسنکی می‌گوید که از زمان کودکی خود وقت‌شناس بوده است و تلاش می‌کرده تا همیشه زودتر از موعد در همه جا حاضر باشد. او در آن زمان متوجه نشده بود که در واقع با این کار، موفقیت خود در آینده را تضمین می‌کند.

شعار گلینسکی در زندگی این است: فروشنده‌ی بدقول، هیچ گاه چیزی را نمی‌فروشد. گلینسکی معتقد است که هیچ چیز بدتر از این نیست که در اولین جلسه، دیرتر از موعد مقرر حاضر شوید. از بین بردن تاثیر بد نخستین ملاقات بسیار دشوار است. شما با دیر رسیدن در جلسات می‌گویید: زمان من مهم‌تر از زمان شما است. هیچ کس نمی خواهد چنین چیزی را بشنود.

افرادی که این مهارت را ندارند، باید تلاش کنند تا ۱۵ دقیقه زودتر به فعالیت‌های خود برسند؛ حال می‌خواهد باشگاه باشد یا قرار شام یا جلسه‌ای کاری که رویاهایتان را محقق می‌کند.

با این کار، شما زمانی در اختیار دارید تا اضطراب خود را فروبنشانید و افکار خود را جمع کنید. برتراند راسل می‌گوید: «در کسب‌و‌کار روزمره‌ی زندگی، سر وقت بودن یک اصل است.»

۵.توانایی “نه” شنیدن داشته باشید

همه می‌خواهند که “بله” بشنوند؛ اما طرز کنار آمدن شما با “نه” شنیدن، شما را به فرد بزرگی تبدیل می‌کند.

بسیاری از افراد در طول روز خود را برای جواب مثبت آماده می‌کنند و نگران هستند که مبادا “نه” بشنوند؛ اتفاقی که اگر بیفتد، ناراحت خواهند شد. وقتی تلاش می‌کنید تا “نه” نشنوید، انرژی زیادی صرف می‌کنید که در نهایت به خستگی و عدم موفقیت شما منجر می‌شود.

شان راولز دریافت که “نه” بخش مهمی از فرایند دریافت تایید است. بهتر است که با آن روبرو شوید. راولز به جای آن که از “نه” شنیدن اجتناب کند، خود را برای شنیدن آن آماده کرد. با این کار ترس او از عدم تایید کنار رفت و او به فردی سریع‌تر، موفق‌تر و با درآمد بیشتر تبدیل شد.

توجه داشته باشید که تمامی “بله”‌هایی که می‌خواهید بشنوید، در دریایی از “نه”‌ها قرار گرفته‌اند. برای جواب‌های منفی که در طول روز می‌شنوید، یک هدف تعیین کنید. این کار امپراتوری شما را خواهد ساخت.

۶.همه حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید

آنتوان دو سنت اگزوپری می‌گوید: «کمال نه در زمانی که چیزی برای اضافه کردن نمانده است؛ بلکه در زمانی که چیزی برای حذف کردن نمانده است، حاصل می‌شود.»

رویکرد کنی رویتر به زندگی، کسب‌وکار و پلت‌فرم نرم‌افزاری‌اش در این جمله خلاصه شده است. موارد بسیاری در اطراف ما قرار دارند که حواس ما را پرت کنند. با حذف موارد غیر ضروری، دستیابی به هدف امکان پذیر خواهد بود.

حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید و خواهید دید که برای افکار عمیقی که زندگی‌تان را متحول می‌کند و پیشرفت‌های اساسی در حرفه‌ی خود زمان خواهید داشت.

۷.خودتان را در یک حباب قرار دهید

سوتا پاتل می‌گوید که وقتی ۱۶ سالش بود، تلویزیونش را دور انداخت و در قیاس با دوستانش که پیرو فرهنگ عامه شده بودند، به نوعی دورافتاده به نظر می‌رسید. او خود را در حبابی قرار داد و اطرافش را با افراد با انگیزه پر کرد.

پاتل تلاش کرد که در دسته‌ی انسان‌های عادی قرار نگیرد و بر ماموریت بزرگ‌تر خود تمرکز کرد. گاهی لازم است برای دستیابی به موفقیت، خود را از افراد عادی جدا کنید.

پاتل معتقد است که در نهایت، کناره‌گیری از انسان‌های عادی و اولویت‌دهی به ماموریتی که برای خود تعریف کرده بود، به موفقیت او منجر شد. او توانست با افرادی که خواستار موفقیت او بودند، ارتباط برقرار کند. زمان خود را صرف مواردی کنید که مهم هستند؛ این امر دیدگاه شما به افراد و کسب و کار تغییر می‌دهد.

۸.روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و اقدام کنید

موفقیت یعنی آنچه را که دوست دارید، هر روز انجام دهید. برای انکه موفق باشید، باید بدانید به چه چیزی علاقه دارید، واقعا که هستید و جسارت عمل را داشته باشید.

سرمایه‌گذاری روی خودتان، نیازمند تلاش و اراده است. شما می‌توانید هرچه را که مغزتان را برای آن تنظیم کنید، انجام دهید. اما لازمه‌ی دستیابی به اهدافتان، اراده‌ی روبرو شدن با ترس‌هایتان است. ممکن است ترس داشته باشید تا روی خود سرمایه گذاری کنید. اما از آن بدتر، عدم سرمایه‌گذاری روی خودتان است؛ چرا که یک روز خواهید فهمید چه هزینه‌ای برای آن پرداخت کرده‌اید: فرصت، زمان، یادگیری و قدرتتان را.

تفاوت فردی که اکنون هستید و فردی که مایل هستید شوید، اقدامات شما است.

منبع : زومیت

 

 

چرا ذهنتان شما را از سرمایه‌گذاری برای آینده بازمی‌دارد

چرا ذهنتان شما را از سرمایه‌گذاری برای آینده بازمی‌دارد

چرا همه‌ی ما باوجود اینکه می‌دانیم باید برای دوران پیری‌مان پس‌انداز کنیم، به این کار دست نمی‌زنیم؟ علوم رفتاری به این سؤال پاسخ می‌دهد.

کلید پس‌انداز کردن برای آینده، این است که پروسه‌ی سرمایه‌گذاری را به فردا بیندازید. البته اکثر مشاوران مالی به شما می‌گویند بهترین برنامه، این است که از همین امروز، همین لحظه، پس‌انداز را شروع کنید.

این کارشناسان مالی (همان‌طور که پدرمان به ما توصیه می‌کرد) توضیح می‌دهند که اگر از حالا پس‌انداز و سرمایه‌گذاری را شروع کنید، به لطف معجزه‌ی «نرخ بهره»، ارزش سرمایه‌ی شما در طول سال‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود.

درحالی‌که این حرف مشاور مالی به لحاظ ریاضی درست است، اما این پیشنهاد اساساً غلط است. علوم رفتاری ثابت کرده‌اند که مردم «امروز»، پولشان را به‌قصد سرمایه‌گذاری در «آینده»، پس‌انداز نمی‌کنند. اغلب مردم، هنگامی‌که ۵۰ دلار پول نقد در دست دارند، می‌خواهند آن را در زمان حال خرج کنند. آن‌ها نمی‌خواهند با پولشان سهام بخرند یا در یک صندوق سرمایه‌گذاری حساب باز کنند، تا ۳۰ سال دیگر ۵۵ دلار داشته باشند.

پس خودتان را ناراحت نکنید و پولتان را خرج کنید. ریچارد تالر، برنده‌ی نوبل اقتصاد ۲۰۱۷، در کتاب خود «کج‌رفتاری» توضیح می‌دهد که چرا بهتر است «فردا بیشتر پس‌انداز کنید» یا «از فردا برای فردا پس‌انداز کنید».

عواملی که باعث می‌شوند از امروز برای فردا پس‌انداز نکنید

طبق کتاب تالر، سه فاکتور باعث می‌شود شما طبق راهنمایی مشاور مالی رفتار نکنید: عدم تمایل به تغییر، بیزاری از ضرر و کنترل خویش.

  • اینرسی یا عدم تمایل به تغییر: خیلی ساده، بعید است که شما رفتار مالی فعلیتان را تغییر دهید. اگر دیروز پس‌انداز نکردید، به‌احتمال‌زیاد امروز هم پس‌انداز نمی‌کنید. تالر توضیح می‌دهد که طبق نظرسنجی‌ها، همه‌ی مردم می‌دانند که باید برای دوران بازنشستگی پس‌انداز کنند، اما ازآنجاکه پس‌انداز کردن مستلزم تلاش و تحرک است، از این کار صرف‌نظر می‌کنند.
  • بیزاری از ضرر کردن، دومین عاملی است که جریان منطقی تصمیم‌گیری مالی را مختل می‌کند. همه‌ی ما از اینکه پولمان را از دست بدهیم نفرت داریم. زمانی که شما حقوق می‌گیرید و می‌خواهید بخشی از آن را برای پس‌انداز کنار بگذارید، به این معنی است که نمی‌توانید حالا آن را خرج کنید. ذهن شما این مسئله را معادل با فقدان، یا ضرر تعبیر می‌کند. چه کسی دوست دارد حقوقش کمتر شود؟
  •  درنهایت، ما در زمان حال نمی‌توانیم خودمان را کنترل کنیم. اگر پولی در دست داریم، می‌خواهیم آن را حالا خرج کنیم. به عبارتی، برای مردم زمان حال در اولویت است، یا «پولی که در لحظه‌ی حال در دست دارید بیش از پولی که فردا خواهید داشت، ارزش دارد.»
  • چگونه می‌توانید فردا بیشتر پس‌انداز کنید؟

    درک این سه مانع روانشناسی، کلید استراتژی تالر برای «پس‌انداز در آینده» است. اگر می‌خواهید بیشتر پس‌انداز کنید، باید امروز توافق کنید که فردا به‌صورت اتوماتیک، بیشتر پس‌انداز کنید. ولی چگونه؟ بگذارید این ترفند را با یک مثال شرح دهیم.

    فرض کنید شرکت شما برنامه‌ای را به کارمندان پیشنهاد می‌کند که طبق آن، افزایش حقوق آتی کارمندان را به‌جای پرداخت به آن‌ها، برایشان سرمایه‌گذاری می‌کند. شما با این طرح موافقت می‌کنید. درواقع این طرح، موافقت شما با پس‌انداز اتوماتیک در زمان آینده است. به گفته‌ی تالر، این برنامه سه مانعی را که شرح دادیم، کنار می‌زند.

  • اول اینکه اینرسی وجود نخواهد داشت، چراکه جریان پس‌انداز به‌صورت خودکار انجام می‌شود و نیازی نیست شما کاری انجام بدهید. دوم اینکه شما احساس متضرر شدن نمی‌کنید، زیرا این افزایش حقوق اصلاً به دستتان نرسیده و به آن عادت ندارید. درنهایت، شما با تصمیم‌گیری برای پس‌انداز پولی که هنوز به دست نیاورده‌اید، بر موانع کنترل خویشتن غلبه می‌کنید.
  • جالب است بدانید که این مثال، واقعاً توسط چند شرکت اجرا شده و افرادی که در این طرح شرکت کردند، با این استراتژی سطح پس‌انداز خود را ۴ برابر افزایش دادند.بنابراین اگر می‌خواهید در آینده پول بیشتری داشته باشید، توصیه‌های مشاور مالی (و شاید پدرتان) را نادیده بگیرید و از فردا، برای فردا پس‌انداز کنید.

نویسنده : پویش پورمحمد

 

بعد از جذب سرمایه اولیه چه کارهایی باید انجام شود

بعد از جذب سرمایه اولیه چه کارهایی باید انجام شود

پیدا کردن سرمایه‌گذار یکی از دغدغه‌های هر کارآفرینی است و کار اصلی هر استارتاپ بعد از آن آغاز می‌شود. جذب سرمایه یعنی ایده استارتاپ پذیرفته شده است و حال باید خود را به همه ثابت کند.

جذب سرمایه یکی از اصلی‌ترین اهداف هر استارتاپی است و کارآفرینان از هر فرصتی برای صحبت با سرمایه‌گذاران استفاده می‌کنند؛ به‌طوری که شرکت کردن در مسابقات استارتاپی و صحبت کردن در رویدادهای مرتبط به یکی از فعالیت‌های ثابت آن‌ها تبدیل می‌شود. تلاش برای جذب سرمایه یک کار تمام‌وقت محسوب می‌شود و شاید حتی یک سال طول بکشد تا قراردادی بین آن‌ها امضا شود. اما این تازه آغاز ماجرا است و کار اصلی کارمندان بعد از جذب سرمایه شروع خواهد شد. تعریف چشم‌اندازها و صحبت در مورد درآمد احتمالی یک طرف قضیه است که پیش از جذب سرمایه اتفاق می‌افتد. طرف دیگر آن عمل کردن به حرف‌ها و کسب درآمد واقعی است. در این مرحله معمولا فشار زیادی از طرف سرمایه‌گذار به استارتاپ وارد می‌شود و به‌طور کلی میزان استرس کار بالا است.

استارتاپ‌هایی که هنوز در مرحله‌ی جذب سرمایه هستند و باید ایده‌شان را به دیگران ثابت کنند، فکر می‌کنند در سخت‌ترین مرحله‌ی کار خود قرار دارند. اما همان‌طور که گفتیم این تازه آغاز ماجرا است و کار اصلی بعد از پیدا کردن سرمایه‌گذار آغاز می‌شود. بنابراین داشتن پیش‌زمینه در مورد چگونگی روند کار می‌تواند تا حدود زیادی از میزان فشار و استرس بعد از جذب سرمایه بکاهد. در ادامه‌ی این مقاله‌ به بررسی مواردی می‌پردازیم که کمک می‌کنند با آمادگی بیشتری وارد مرحله‌ی بعد از جذب سرمایه شوید.

۱- به‌طور مرتب با سرمایه‌گذار در ارتباط باشید

یکی از تصورات اشتباهی که هنگام جذب سرمایه وجود دارد، این است که کارآفرین فکر می‌کند فرد سرمایه‌گذار روی ایده ی او سرمایه‌گذاری کرده است چون می‌داند چه کاری انجام می‌دهد. همچنین فکر می‌کند تنها زمانی باید با سرمایه‌گذاران صحبت کند که بخواهد سود حاصله را به دستشان برساند. درصورتی‌که این طرز تفکر به هیچ عنوان صحیح نیست. شخصی که بخواهد روی استارتاپ سرمایه‌گذاری کند سه موضوع را در نظر می‌گیرد:

۱- بنیان‌گذار شرکت، فرد علاقه‌مند و بااستعدادی است که می‌تواند در شرایط سخت به کار خود ادامه دهد.

۲- بنیان‌گذار می‌داند چگونه باید کسب و کار را به سمت افزایش درآمد سوق دهد. اینکه جریان نقدی مثبت داشته باشد و بداند چه موقع باید خارج شود.

۳- سرمایه‌گذار بعد از پرداخت سرمایه در جریان تمام امور قرار بگیرد.

بنابراین بهترین کار این است که به‌طور دائم با سرمایه‌گذاران در ارتباط باشید و آن‌ها را در جریان تمام امور قرار دهید. فراموش نکنید که صداقت در این مرحله از اهمیت بالایی برخوردار است؛ پس هیچ موضوعی را پنهان نکنید. به‌عنوان مثال هر ماه برای آن‌ها ایمیل بزنید و گزارشی از فعالیت‌های خود ارائه دهید. سرمایه‌گذار یک شرکت حق دارد که در جریان تمامی امور قرار بگیرد؛ بنابراین اگر شکستی تجربه کرده‌اید، ابتدا آن‌ها را در جریان قرار دهید. پنهان کردن موضوعاتی که به آن‌ها ربط دارد، بزرگ‌ترین اشتباهی است که می‌تواند تمام روابط را نابود کند. یک سرمایه‌گذار هیچ موقع دلش نمی‌خواهد غافلگیر شود. همان‌طور که می‌دانید، این روزها اخبار با سرعت زیادی منتشر می‌شوند؛ بنابراین بهترین کار این است که پیش از هر شخص دیگری آن‌ها را در جریان اتفاقات قرار دهید.

۲- جلسه با سرمایه‌گذاران را فراموش نکنید

پیش از هر کار دیگری بهتر است برای ملاقات با سرمایه‌گذاران برنامه‌ریزی کنید. کافی است یک تقویم ملاقات داشته باشید و جلساتی را به‌صورت ماهانه تعیین کنید. در این جلسات تمام اعضای تیم سرمایه‌گذاری را دعوت کنید و تمام موضوعات مهم را با آن‌ها در میان بگذارید. به سرمایه‌گذاران نشان دهید که می‌دانید چگونه باید با آن‌ها کار کنید. اینکه برای وقتشان ارزش قائل هستید و به آن‌ها توجه می‌کنید.

۳- از آن‌ها کمک بخواهید و به آن‌ها کمک کنید

سرمایه‌گذاران دوست دارند با کسانی که روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند تعامل بیشتری داشته باشند. به‌عنوان مثال اگر دنبال متخصص فروش هستید و می‌خواهید کمی هزینه‌ها را کاهش دهید، از سرمایه‌گذار خود بخواهید شخصی را به شما معرفی کنید. این افراد شبکه‌ی وسیعی دارند و مطمئنا می‌توانند در چنین شرایطی مفید باشند. همچنین اگر محل کار آن‌ها بزرگ‌تر و بهتر است، می‌توانید از آن‌ها بخواهید که جلسات مهم کاری را آنجا برگزار کنید. تعامل داشتن با سرمایه‌گذاران به بهبود روابط کمک می‌کند. این افراد توانایی‌های شما را باور دارند و از هیچ کمکی برای موفقیت شرکت دریغ نخواهند کرد.

۴- بدانید چه موقع باید پاسخ منفی بدهید

یکی دیگر از چالش‌های بزرگ هر کارآفرینی این است که در عین تعامل داشتن با سرمایه‌گذاران و توجه به نصیحت‌ها و راهنمایی‌هایشان، در پاسخ به یک سری از پیشنهادها «نه» بگوید. این افراد بخشی از سرمایه‌ی خود را در اختیار شما قرار داده‌اند؛ بنابراین احساس می‌کنند باید در مورد هر چیزی نظر بدهند. این پیشنهادها ممکن است گاهی اوقات خوب و کارآمد باشند؛ اما همیشه اینطور نیست. در چنین شرایطی بهترین کار این است که توضیحات خود را با مدرک به آن‌ها نشان دهید و به آن‌ها بگویید که از عهده‌ی انجام کارها برخواهید آمد. تسلیم شدن و گوش دادن به صحبت‌های دیگران خوب است؛ اما فراموش نکنید که به چه دلیل برای جذب سرمایه اقدام کرده‌اید. شما به ایده و مسیری که انتخاب کرده‌اید ایمان داشته‌اید؛ پس بهتر است بعد از جذب سرمایه نیز نظر خود را تغییر ندهید.

نویسنده : بنفشه نیکبخت

 

شیب تند افزایش تولید برنامه‌های موبایلی

شیب تند افزایش تولید برنامه‌های موبایلی

 بررسی آمار منتشر شده توسط یک بازار برنامه‌های اندرویدی ایرانی که با هدف ارائه اطلاعات به فعالان این صنعت و کسب اطلاع از ظرفیت‌های صنعت برنامه‌های موبایل برای گسترش در کشور منتشر شده نشان می‌دهد که تعداد برنامه‌های منتشر شده در سال ۹۵ بیش از هر سال دیگری بوده به طوری که حدود ۴۷ درصد برنامه‌های منتشرشده این بازار در سال ۹۵ منتشر شده اند.
براساس این آمار، تعداد توسعه‌دهندگان جدید فعال در سال ۹۵ کمی کمتر از ۷ هزار، در سال ۹۴ حدود ۶ هزار و ۵۰۰ توسعه‌دهنده و در سال ۹۳ حدود ۴ هزار توسعه‌دهنده ثبت و گزارش شده‌ است.
منظور از توسعه‌دهنده فعال هر سال تعداد توسعه‌دهنده‌هایی است که در آن سال اولین برنامه خود را منتشر کرده‌اند، با توجه به این آمار مشاهده می‌شود شیب افزایشی توسعه‌دهندگان جدید در سال ۹۵ مانند سال ۹۴ حفظ شده است و حدود ۶۰ درصد از کل توسعه‌دهندگان فعال نخستین برنامه خود را در دو سال اخیر منتشر کرده‌اند.
در مجموع ۱۰ هزار و ۴۵۱ تیم توسعه‌دهنده در سال ۹۵ از این بازار برنامه های اندرویدی کسب درآمد داشته‌اند.
همچنین آمار تعداد برنامه‌های منتشرشده حاکی است که در سال ۹۳ حدود ۱۵ هزار برنامه، در سال ۹۴ حدود ۳۷ هزار برنامه و در سال ۹۵ اندکی بیش از ۵۰ هزار برنامه در این بازار منتشر شده‌اند.
بنابر این آمار تعداد برنامه‌های منتشرشده در سال ۹۵ بیش از هر سال دیگری بوده است و حدود ۴۷ درصد برنامه‌های منتشرشده این بازار در سال ۹۵ منتشر شدند.
حدود ۹۰ درصد از برنامه‌های فعلی نیز توسط توسعه‌دهندگان ایرانی تولید شده‌اند.
درک انقلاب دیجیتالی در صنعت بیمه

درک انقلاب دیجیتالی در صنعت بیمه

در پیمایش جهانی فناوری مالی پیدا بیلیوسی که در سال ۲۰۱۶ انجام شد از هر ۴ شرکت بیمه ۳ شرکت یعنی ۷۴ درصد از شرکت‌های بیمه معتقدند که کسب وکار آنها در معرض ریسک فناوری‌های جدید طی ۵ سال آینده قراردارد و ضرورت تغییر در روش‌ها و ارائه خدمات را به‌ شدت احساس می‌کنند و از آنجا که خرده‌فروشی در اینترنت افزایش یافته و کشوری مانند چین به تنهایی در این بخش ۲/۲۶درصد رشد داشته است، ضرورت دارد تا شرکت‌های بیمه داخلی این انقلاب دیجیتالی را بیشتر درک کنند.

۷۵ درصد شرکت‌های بیمه در معرض ریسک فناوری‌های نوین دیجیتال هستند

فناوری بیمه و آتیه بیمه فناوری بیمه یا اینشور تک از ترکیب دو کلمه بیمه و فناوری، تشکیل شده است و به انقلاب دیجیتالی و نوآوری‌های فناوری در صنعت بیمه اطلاق می‌شود. این انقلاب از آغاز سال ۲۰۱۶ بسیار سرعت گرفته است و همچنان در مراحل نخستین آن قرار دارد.

در عصر اطلاعات و جهانی که هر گونه توسعه منوط به دستیابی مستمر و علمی به اطلاعات است، ساماندهی و پردازش اطلاعات سازمان و مشتریان اهمیتی خاص یافته است. امروزه بسیاری از خدمات با تغییر ساختار و فرآیند ارائه آنها مبتنی بر محیط شده است. فناوری اطلاعات نقش پررنگی در این تغییر ایفا کرده است. توسعه فناوری اطلاعات در شرکت‌های بیمه امری ضروری است زیرا صنعت بیمه جزو صنایع خدماتی است و به‌ شدت به اطلاعات به روز متناسب و بهینه نیازمند است.

واژه استارت‌آپ که چند سالی است در میان مدیران و فعالان اقتصادی رواج یافته به کسب‌وکارهای نوپایی گفته می‌شود که با استفاده از فناوری‌های نوین ارتباطی، اینترنت و نوآوری‌های جدید توانسته‌اند ضمن کارآفرینی به حاکمیت کسب‌وکارهای سنتی تا حدی پایان دهند و موجبات دگرگونی را در بخش‌های مختلف فراهم کنند.

به عبارتی استارت‌آپ‌ها، عقب‌ماندگی ایجاد شده در شرکت‌ها و مشاغل قدیمی را شناسایی و منطبق با شرایط روز، ایده‌ها و روش‌های جدید را به صاحبان سرمایه، مدیران و علاقه‌مندان به ایجاد فرصت‌های کاری نوین ارائه می‌دهند. ردپای اینگونه فعالیت‌های نوین را می‌توان در پیدایش شرکت‌های پرداخت در عرصه بانکداری، تاکسی‌های اینترنتی، در عرصه حمل‌ونقل و نیز فروشگاه‌های اینترنتی در حوزه عرضه کالا به مشتریان و… جست‌وجو کرد. حضور آنها در این بخش‌ها و موفقیت‌هایی که به‌ واسطه حضورشان در این عرصه‌ها حاصل شد سبب شد تا صنعت بیمه نیز پذیرای استارت‌آپ‌ها باشد؛ بخشی که سال‌هاست در چنبره یکنواختی و نداشتن ایده برای نوآوری و برون‌رفت از چالش‌های موجود با مشکلات زیادی روبه‌روست.

این موضوع بر کسی پوشیده نیست که برای اصلاح وضع بازار بیمه‌یی کشور به ایده‌های نو و به راهکارهای نوین برای تغییر در مدل‌های بازاریابی و فروش برای اجرای مدیریت ریسک، برای تحول در نحوه پرداخت خسارت و… نیاز است و این موضوعی است که مورد توجه صنعت بیمه قرار گرفته است.

فناوری بیمه بر اثر نوآوری‌ها در بخش فناوری مانند گجت‌ها، سرعت اینترنت و نرم‌افزارها به وجود آمده است. برخی از گجت‌هایی که در فناوری بیمه به کار گرفته می‌شوند، عبارتند از ردیابی GPS، ردیاب‌های پوشیدنی یا دیگر پوشیدنی‌های دیجیتالی مانند مچ‌بندها، تلفن‌های همراه و تبلت‌ها. در برخی موارد ترکیب چند فناوری به کار گرفته می‌شود مانند اینترنت اشیا. بررسی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۵۰۰ میلیون کاربر تلفن هوشمند از نرم‌افزار پزشکی موبایلی در سال ۲۰۱۷ استفاده کرده‌اند. پیش‌بینی می‌شود که این رقم تا سال ۲۰۱۸ به ۷/۱ میلیارد کاربر تلفن تبلت هوشمند برسد. شرکت تکاویر پیش‌بینی کرده است که بازار فناوری بیمه جهان، نرخ رشد ترکیبی سالانه‌یی بالغ بر ۱۰درصد بین سال‌های ۲۰۱۶و ۲۰۲۰ تجربه خواهد کرد به نظر می‌رسد که فناوری بیمه آمده است تا بماند.

شرکت‌هایی که فکر می‌کنند که می‌توانند همچنان چند سال دیگر منتظر بمانند تا نوآوری دیجیتالی را در دستور کار خود قرار دهند ۱۰تا ۱۵سال عقب خواهند ماند. مهم‌تر از همه اینکه این نوع فناوری‌ها را نسل هزاره آورده است که با فناوری‌های دیجیتالی راحت‌ترند. صنعت بیمه به دلیل آنکه صنعتی بسیار سنتی است، انتظار می‌رود زمان بیشتری برای جذب فناوری نیاز داشته باشد. رشد فناوری بیمه بیشتر به رشد فناوری مالی یا فین تک در صنعت بانکداری وابسته است. پس از فین تک و اینشور تک اکنون ما شاهد تولد و رشد فناوری سلامت هستیم.

از آنجا که صنعت بیمه، بخش‌ها و وجوه مختلفی دارد. هم‌اکنون هر وجه از صنعت با فناوری درحال تحول است. فناوری بیمه چند وجهی است. اکنون ما بیمه‌نامه‌هایی بسیار شخصی شده و محصولات بیمه‌یی مبتنی بر نیاز افراد طراحی کرده‌ایم. نظام تکثر سایز درحال برچیده شدن است. با فناوری بیمه، خرید بیمه‌نامه می‌تواند به راحتی از خانه، اداره یا از طریق تلفن هوشمند در کمتر از ۱۵دقیقه اتفاق بیفتد. امروزه فروش بیمه تا حد زیادی وابسته به مراکز تماس با مشتری است. حداقل ۷۸درصد از تماس مشتریان از طریق تلفن انجام می‌پذیرد. اما با رشد زمینه‌های مبتنی بر وب و نرم‌افزارهای تلفن همراه که بیمه‌گران با مشتریان تعامل می‌کنند، تحولات آنی خواهد بود.

در همین راستا محصولات و خدمات بیمه، مشتری‌محور خواهد شد و این به مشتریان قدرت بیش از پیش خواهد داد. از طرفی بیمه‌گران با کلان داده‌ها قادر خواهند بود، ریسک‌ها را به صورت دیجیتالی پیش‌بینی کنند.

در واقع بسیاری از وجوه کسب وکار بیمه، الگو‌پردازی مجدد شده است. شرکت‌های تازه‌کار یا استارت‌آپ‌ها نیز درحال تحول در خرید بیمه و چگونگی مدیریت ریسک توسط بیمه‌گران و ارائه دیگر راه‌حل‌ها هستند.

نویسنده : احسان شمشیری ، روزنامه نگار