۸ عادت تضمین‌کننده موفقیت

۸ عادت تضمین‌کننده موفقیت

ما نتیجه‌ی رفتارهای تکرار شده‌ی خود هستیم. ارسطو می‌گوید:

موفقیت یک کنش نیست؛ بلکه یک عادت است.

در زیر، کارآفرینان موفق، یکی از عادت‌های منجر به موفقیت را ذکر کرده و توضیح می‌دهند که چگونه آن عادت را در خود نهادینه کنید.

۱.هدف‌هایتان را تصور کنید

لوییس هوز می‌گوید از زمانی که در دوران دبیرستان ورزشکار بوده است، هدف‌هایش را به گونه‌ای تصور می‌کرده است که انگار اکنون محقق شده‌اند. حال برای سال‌هاست که هوز از این تمرین استفاده می‌کند؛ تمرینی که در حرفه‌ی ورزشی او، دستاوردهای کسب‌و‌کار او و تلاش کنونی او برای تاثیری عظیم بر جهان از طریق رسانه موثر بوده است.

هیچ راه درست و غلطی برای تصور رویاهایتان وجود ندارد. تنها کافی است زمانی را صبح یا شب در نظر بگیرید، چشمان خود را ببندید و فیلمی را در ذهن خود پخش کنید که وقتی به رویاهایتان دست یافتید، زندگی‌تان به چه شکل خواهد بود.

این تمرین به مغزتان می‌قبولاند که شما به هدف نهایی خود دست یافته‌اید؛ به همین سبب در موعد مقرر، آماده و با اعتماد به نفس خواهید بود.

۲.باورهای ذهنی‌تان را به‌روز کنید

همه ما باورهایی قدیمی در مورد خودمان در ذهنمان داریم که هرگاه موقعیتی جدید پیش می‌آید، آن باورها در ذهن ما به صدا در می‌آید. باربارا کورکوران می‌گوید که دانش‌آموز موفقی در مدرسه نبوده است؛ چرا که هشت سال مداوم، ذهنش باورهای منفی را تکرار می‌کرده است. اگر این باورهای منفی مدام در ذهن شما پخش شوند، شما آن‌ها را باور می‌کنید و موفقیت یا دستیابی به هدفتان، دور از دسترس خواهد بود.

باربارا دریافت که این باورهای قدیمی سر راه موفقیت او قرار گرفته‌اند. بنابراین او عادتی ذهنی در خود ایجاد کرد تا باورهای ذهنی‌اش در مورد خودش را به‌روزرسانی کند. باربارا یکی از عمده‌ترین دلایل موفقیت خود را، به‌روزرسانی باورهای ذهنی‌اش می‌داند.

۳.در عرض پنج دقیقه، باورهایتان را تغییر دهید

تصویرسازی و تعیین هدف ضروری هستند. اما یک تمرین ساده و روزانه می‌تواند رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کند. هر روز پنج دقیقه وقت را در نظر بگیرید. در این پنج دقیقه با فعل‌های زمان حال، هدف‌هایتان و نتیجه‌ی مشخص آن را بنویسید؛ به گونه‌ای که به آن‌ها دست یافته‌اید.

مثلا می‌توانید بنویسید: «ما ۲۵۰۰ مشتری داریم که برای خدمات کپی رایت، ماهانه ۹۹ دلار به ما می‌پردازند» یا «ما ۳۲ ساختمان را اداره کرده و ماهانه ۱۲۸۰۰۰ دلار درآمد داریم».

عمل نوشتن و بازنویسی روزانه‌ی هدف‌ها، سیستم عصبی شما را تغییر داده و تمرکز منحصر‌به‌فردی ایجاد می‌کند. این کار به ناخودآگاه شما امکان می‌دهد که دریابد هر روز روی چه چیزی باید تمرکز کند.

۴.همیشه ۱۵ دقیقه پیش از موعد حاضر باشید

سر وقت بودن، به تنهایی شما را تا حدود زیادی موفق می‌کند. جاناتان گلیسنکی می‌گوید که از زمان کودکی خود وقت‌شناس بوده است و تلاش می‌کرده تا همیشه زودتر از موعد در همه جا حاضر باشد. او در آن زمان متوجه نشده بود که در واقع با این کار، موفقیت خود در آینده را تضمین می‌کند.

شعار گلینسکی در زندگی این است: فروشنده‌ی بدقول، هیچ گاه چیزی را نمی‌فروشد. گلینسکی معتقد است که هیچ چیز بدتر از این نیست که در اولین جلسه، دیرتر از موعد مقرر حاضر شوید. از بین بردن تاثیر بد نخستین ملاقات بسیار دشوار است. شما با دیر رسیدن در جلسات می‌گویید: زمان من مهم‌تر از زمان شما است. هیچ کس نمی خواهد چنین چیزی را بشنود.

افرادی که این مهارت را ندارند، باید تلاش کنند تا ۱۵ دقیقه زودتر به فعالیت‌های خود برسند؛ حال می‌خواهد باشگاه باشد یا قرار شام یا جلسه‌ای کاری که رویاهایتان را محقق می‌کند.

با این کار، شما زمانی در اختیار دارید تا اضطراب خود را فروبنشانید و افکار خود را جمع کنید. برتراند راسل می‌گوید: «در کسب‌و‌کار روزمره‌ی زندگی، سر وقت بودن یک اصل است.»

۵.توانایی “نه” شنیدن داشته باشید

همه می‌خواهند که “بله” بشنوند؛ اما طرز کنار آمدن شما با “نه” شنیدن، شما را به فرد بزرگی تبدیل می‌کند.

بسیاری از افراد در طول روز خود را برای جواب مثبت آماده می‌کنند و نگران هستند که مبادا “نه” بشنوند؛ اتفاقی که اگر بیفتد، ناراحت خواهند شد. وقتی تلاش می‌کنید تا “نه” نشنوید، انرژی زیادی صرف می‌کنید که در نهایت به خستگی و عدم موفقیت شما منجر می‌شود.

شان راولز دریافت که “نه” بخش مهمی از فرایند دریافت تایید است. بهتر است که با آن روبرو شوید. راولز به جای آن که از “نه” شنیدن اجتناب کند، خود را برای شنیدن آن آماده کرد. با این کار ترس او از عدم تایید کنار رفت و او به فردی سریع‌تر، موفق‌تر و با درآمد بیشتر تبدیل شد.

توجه داشته باشید که تمامی “بله”‌هایی که می‌خواهید بشنوید، در دریایی از “نه”‌ها قرار گرفته‌اند. برای جواب‌های منفی که در طول روز می‌شنوید، یک هدف تعیین کنید. این کار امپراتوری شما را خواهد ساخت.

۶.همه حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید

آنتوان دو سنت اگزوپری می‌گوید: «کمال نه در زمانی که چیزی برای اضافه کردن نمانده است؛ بلکه در زمانی که چیزی برای حذف کردن نمانده است، حاصل می‌شود.»

رویکرد کنی رویتر به زندگی، کسب‌وکار و پلت‌فرم نرم‌افزاری‌اش در این جمله خلاصه شده است. موارد بسیاری در اطراف ما قرار دارند که حواس ما را پرت کنند. با حذف موارد غیر ضروری، دستیابی به هدف امکان پذیر خواهد بود.

حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید و خواهید دید که برای افکار عمیقی که زندگی‌تان را متحول می‌کند و پیشرفت‌های اساسی در حرفه‌ی خود زمان خواهید داشت.

۷.خودتان را در یک حباب قرار دهید

سوتا پاتل می‌گوید که وقتی ۱۶ سالش بود، تلویزیونش را دور انداخت و در قیاس با دوستانش که پیرو فرهنگ عامه شده بودند، به نوعی دورافتاده به نظر می‌رسید. او خود را در حبابی قرار داد و اطرافش را با افراد با انگیزه پر کرد.

پاتل تلاش کرد که در دسته‌ی انسان‌های عادی قرار نگیرد و بر ماموریت بزرگ‌تر خود تمرکز کرد. گاهی لازم است برای دستیابی به موفقیت، خود را از افراد عادی جدا کنید.

پاتل معتقد است که در نهایت، کناره‌گیری از انسان‌های عادی و اولویت‌دهی به ماموریتی که برای خود تعریف کرده بود، به موفقیت او منجر شد. او توانست با افرادی که خواستار موفقیت او بودند، ارتباط برقرار کند. زمان خود را صرف مواردی کنید که مهم هستند؛ این امر دیدگاه شما به افراد و کسب و کار تغییر می‌دهد.

۸.روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و اقدام کنید

موفقیت یعنی آنچه را که دوست دارید، هر روز انجام دهید. برای انکه موفق باشید، باید بدانید به چه چیزی علاقه دارید، واقعا که هستید و جسارت عمل را داشته باشید.

سرمایه‌گذاری روی خودتان، نیازمند تلاش و اراده است. شما می‌توانید هرچه را که مغزتان را برای آن تنظیم کنید، انجام دهید. اما لازمه‌ی دستیابی به اهدافتان، اراده‌ی روبرو شدن با ترس‌هایتان است. ممکن است ترس داشته باشید تا روی خود سرمایه گذاری کنید. اما از آن بدتر، عدم سرمایه‌گذاری روی خودتان است؛ چرا که یک روز خواهید فهمید چه هزینه‌ای برای آن پرداخت کرده‌اید: فرصت، زمان، یادگیری و قدرتتان را.

تفاوت فردی که اکنون هستید و فردی که مایل هستید شوید، اقدامات شما است.

منبع : زومیت

 

 

شغلی که به آن علاقه ندارید، برای سلامت شما مضر است

شغلی که به آن علاقه ندارید، برای سلامت شما مضر است

شغلی که به آن علاقه ندارید، برای سلامت شما مضر است

گاهی با مشاغل درآمدزایی مواجه می‌شویم که علاقه‌ای به انجام آن‌ها نداریم اما بسیار وسوسه انگیز هستند. دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد پرداختن به این دسته کارها برای سلامت شخص مضر است.

تمایل پیدا کردن به مشتری دیگری که برای خدمت مورد دریافت خود هزینه پرداخت می‌کند، در زمان شروع کردن یک کار بسیار ساده است. ممکن است چشم انداز بزرگی برای شرکت خود داشته باشید و همچنین باید صورتحساب‌های خود را نیز به‌زودی پرداخت کنید. ایجاد تعادل بین عمل و اشتیاق در یک کسب و کار جدید، کار دشواری است. اولویت اول شما وقتی کسب و کاری را راه اندازی می‌کنید، بازده دادن است. کارآفرینان تازه‌کار معمولا کسب و کاری را که به آن علاقه‌ای ندارند یا خارج از حیطه‌ی مورد توجه‌شان است، شروع نمی‌کنند. بعد از این‌که کسب و کار را به‌خوبی رشد داده و محصول را برای ارائه و کشف هدف آن به‌صورت دقیق و برنامه‌ریزی شده‌ معرفی کردید، نیاز به تغییر دادن مسیر به سمت حیطه‌ی مورد علاقه‌ی خود پیدا می‌کنید.

جوردن شلتگن، موسس و مدیر Cave Social است؛ یک آژانس تبلیغاتی دیجیتال که به برندهای مختلف کمک می‌کند تا بتوانند داستان شکل‌گیری و نحوه‌ی عملکرد موفقیت آمیز خود را از طریق رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوا برای دنیا تعریف کنند. او از تجربه‌ی راه‌اندازی شرکت خود و دلیل این‌که باید پس از کمی رشد، به سمت حیطه‌های مورد علاقه حرکت کرد، سخن می‌گوید. در ادامه با داستان او همراه می‌شویم.

اگر به زمان راه‌اندازی آژانس بازاریابی محتوای خود برمی‌گشتم، به استقبال تمام مشتریانی می‌رفتم که از هر صنعت دیگری به من رو می‌آوردند؛ این‌کار اغلب اوقات درآمد کمی برای من داشت و در عین حال نیاز به اختصاص دادن زمان زیادی داشت. در آن زمان به عملی کردن همین دو مورد نیاز بود. با رشد شرکت و بیشتر شدن مشتریان، خدمت‌رسانی به برخی از مشتریان که سود کم در قبال دردسر زیاد داشتند را قطع کردیم. این تصمیم بسیار راحت گرفته و عملی شد. اما اخیرا با شرایط پیچیده‌تری مواجه شدیم که تصمیم‌گیری را برای شرکت دشوار کرد.

ماه پیش شرکت را به نهایی‌ترین مراحل برای حضور در لیست ۵۰۰ فورچون رساندیم. این لیست، لیستی از ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی از نظر درآمدزایی است که سالانه تهیه می‌شود. اگر موفق به امضای قرارداد می‌شدیم، قادر می شدیم سالانه حداقل صدها هزار دلار درآمدزایی کنیم. تنها پای یک مسئله در میان بود: شرکت ما باید کاری را انجام می‌داد که توانایی عملی کردنش را داشت اما علاقه‌ای به کار کردن در این حیطه نداشت. تعهد به این قرارداد از نظر مالی بسیار سودآور بود اما منجر می‌شد که از زمینه‌ی کاری مورد نظر و چشم انداز نهایی خود دور شویم. من با این تصمیم موافقت نکردم. شاید دیوانگی به‌نظر برسد اما نمی‌توان روی کار کردن در حوزه‌ای که به آن علاقه‌ای ندارید قیمت گذاشت. به‌خصوص زمانی‌که موقعیت برای پرداختن به کاری که حقیقتا به آن عشق می‌ورزید را داشته باشید. در واقع وقتی اوضاع اقتصادی در کاری که به آن مشغول هستید خوب باشد و نرخ رشد هم ثابت باشد، دیگر پول در خدمت علاقه‌مندی‌های شما است و شما مجبور نیستید در خدمت آن باشید.

به دلایل زیر، بهتر است به کاری که به آن علاقه‌ای ندارید نپردازید.

۱. کار شما بی‌روح و کسل‌کننده خواهد شد

اگر به کاری که مشغول آن هستید بی علاقه باشید، کیفیت کارتان بدون شک پایین می‌آید. طبق پژوهشی که در دانشگاه

وارویک انجام شد، بهره‌وری با علاقه داشتن به شغل به میزان ۱۲ درصد افزایش پیدا می‌کند. اما اگر به کارتان علاقه‌مند باشید،  میزان بهره‌وری به‌سادگی افزایش پیدا می‌کند.

۲. سلامتی شما در معرض خطر قرار می‌گیرد

کسب و کار بخشی از زندگی شما است، اما همه‌ی آن نیست. اگر به کاری مشغول هستید که از انجامش لذت نمی‌برید، سطح استرستان افزایش پیدا می‌کند.ثابت شده است که استرس، اثرات منفی بسیاری داشته و منجر به ابتلا به بیماری‌های قلبی، افسردگی و اضطراب می‌شود. آرامش ذهنی و سلامت بدنی را با هیچ میزان ثروتی نمی‌توان تعویض کرد.

۳. زمان برای انجام دادن کاری که حقیقتا از آن لذت می‌برید را از دست خواهید داد.

با نه گفتن در برابر پرداختن به کاری که از آن لذت نمی‌برید، زمان خود را برای انجام دادن کاری که حقیقتا به آن علاقه‌مند هستید آزاد کنید. اصل پارتو یا قانون ۸۰ به ۲۰ در اینجا کاربرد پیدا می‌کند. اصل پارتو می‌گوید ۲۰ درصد از کار کردن شخص، منجر به رخ دادن ۸۰ درصد نتیجه‌گیری در زندگی می‌شود. این می‌تواند در مورد مشغولیت روزانه یا دردسرهای ایجاد شده برای شما عینیت پیدا کند. اگر به شرایط فعلی خود نگاهی بیاندازید، این احتمال وجود دارد که ۲۰ درصد از کارتان، ایجاد کننده‌ی ۸۰ درصد از دردسرهایتان باشد.

این موارد را از زندگی خود حذف کنید؛ به این صورت، زمان بیشتری برای پرداختن به کار مورد علاقه‌ی خود پیدا خواهید کرد.

نویسنده : فاطمه مختاری

با انگیزه باشیم و بمانیم

با انگیزه باشیم و بمانیم

چگونه می توانیم انگیزه خود را برای مدت طولانی تری زنده نگه داریم؟ باید بگویم این مشکل همه افراد است. چون سخت تر از ایجاد انگیزه ،حفظ شور شوق تا رسیدن به هدف است. برای این منظور راهکار هایی وجود دارد که سعی می کنیم در این مقاله به برخی از آنها اشاره کنیم.

–   هر روز برای خود انگیزه ایجاد کنید.

اگر به گذشته نگاه کنید متوجه خواهید شد که بسیار پیش آمده برای انجام کاری بی نهایت هیجان زده بوده اید و پس از گذشت زمان کم کم از شدت شور و هیجان شما کاسته شده است. خوب این طبیعی است. ایجاد انگیزه مانند دوش گرفتن است شما برای نظافت بدن خود باید هر روز یا یک روز در میان حمام کنید. و اگر این کار را نکنید دیگر تمیز و شاداب نیستید. انگیزه هم مانند پاکیزگی ماندگار نیست. بنابراین باید هر روز و هر لحظه آن را تازه کنید. حال می دانیم که باید انگیزه و شور شوق خود را مرتباً تمدید کنیم. اما چگونه؟

–    برای زندگی خود چشم انداز تعریف کنید.

انگیزه یعنی داشتن دلیل برای انجام کار. خوب همه می دانیم برای انجام هر کاری به یک دلیل نیاز دارید. و دلیلی که شما دارید از نگرش شما به زندگی ناشی می شود. بنابراین چشم انداز شما باید به اندازه کافی بزرگ باشد. تا برای شما ایجاد انگیزه و شور شوق نماید. بگذارید برای شما یک مثال بیاورم: فرض کنید در آمد شما ۵۰۰ هزار تومان در ماه باشد. حال اگر با این دید کار کنید که در آمد خود را به ۶۰۰ هزار تومان در ماه برسانید انگیزه شما خیلی قوی نخواهد بود چون هدف کوچکی انتخاب کرده اید. حال اگر برای خود چشم اندازی تعریف کنید که برای خود یک کار و کاسبی پر رونق و مستقل با ۵ میلیون تومان درآمد ماهیانه در نظر بگیرید. انگیزه شما برای کار و تلاش بسیار بیشتر خواهد بود. البته برای رسیدن به هدف بزرگتر باید برنامه و استراتژی مشخص داشته باشید و روی آن کار کنید. آن را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید ولی هدف اصلی خود را در خاطر داشته باشید. در این شرایط با پشتکار بیشتر برنامه خود را اجرا خواهید کرد. پس فراموش نکنید که در انتخاب هدف دست و دلباز باشید و هدف بزرگی برای خود انتخاب کنید.

–    ابتدای جاده

حال که شما یک هدف مهم قابل دفاع و با ارزش برای جنگیدن دارید. وقت آن رسیده که تلاش و کوشش خود را شروع کنید. توصیه من به شما این است که در ابتدای راه تلاش و کوشش خود را مضاعف کنید. فرض کنید برای کاهش وزن و تناسب اندام تلاش می کنید. حال اگر چند کیلوی اول را با تلاش بیشتری وزن کم کنید از کار خود رضایت بیشتری خواهید داشت و با اعتماد به نفس بیشتر به تلاش خود ادامه می دهید. بنابراین تلاش و کوشش شما در ابتدای راه بسیار مهم است تا با امید بیشتر به سمت هدف حرکت کنید.

–   به خود جایزه بدهید

همانطور که قبلاً گفته شد بهتر است هدف اصلی خود را به اهداف کوچکتر تقسیم نمایید. با این کار هر بار که یک پله را گذراندید امید شما برای رسیدن به مرحله بعد بیشتر می شود. در عین حال می توانید برای خود یک جایزه قرار دهید. مثلاً بعد از سه هفته کار سخت و گذشتن از یک مرحله به عنوان جایزه آخر هفته را می توانید با دوستان به گردش بروید.

–    یاد آوری شیرینی هدف نهایی

برای رسیدن به اهداف بزرگ همیشه موانع و مشکلات سر راه شما سبز می شوند. و گاه این موانع غیر قابل عبور به نظر می رسند. در این هنگام یاد آوری هدف بزرگ و زیبای شماست که می تواند به شما در گذشتن از مشکلات کمک کند. برای این کار راه های مختلف وجود دارد. مثلاً می توانید از اهداف خود به صورت جملات زیبایی با خط خوش نوشته های تهیه کنید و در محل کار و در مقابل دیدگان خود  قرار دهید. یا حتی می توانید در صورت امکان از آنها پوستر تهیه کنید.

–   مشاهده توانایی ها

وقتی که قدم در راهی می نهید با تجارب مختلفی مواجه می شوید. که به توانایی ها و مهارت های شما می افزاید. حال اگر به گذشته برگردید و توانایی های کنونی خود را با آن زمان مقایسه کنید، متوجه این تغییرات در خود می شوید. می توانید نمونه کار های قدیمی خود را مرور کنید. آنوقت است که متوجه مشکلات قدیمی (ناشی از بی تجربگی) می شوید که اکنون آن مشکلات را ندارید و اعتماد به نفس شما افزایش می یابد.

–   مطالعه زندگی افراد موفق

خواندن زندگینامه های افراد موفق چون ابو علی سینا، ابو ریحان بیرونی، بیل گیتس، فردیناند پورشه و… که بدون امکانات خاصی توانسته اند به موفقیت های بزرگی دست پیدا کنند. همانند روشن کردن موتور تولید انگیزه در شماست. لذا خواندن این گونه کتابها و داستانها را آن هم به طور مرتب به شما توصیه می کنم. چون فوق العاده موثر است.

نوشته شده توسط کاووس کیانی

سه نکته برای تجربه بهتر میانسالی

سه نکته برای تجربه بهتر میانسالی

آن چه که از زمان تولد همراه ماست و از پی هم در حال سپری شدن است زمان است. همه ما دوران کودکی را می گذرانیم تا به جوانی برسیم و دوره ای که پر انرژی هستیم و شاید کمتر به آینده و به ویژه دوران میانسالی توجه داشته باشیم اما …
روزهایی می‌رسند که وقتی به پشت سرمان نگاه می‌کنیم بابت هر آنچه در زمان خودش ثبت شده یا خوشحال خواهیم بود یا ناراحت. بنابراین شاید بهتر باشد گاهی هم پای گوش دادن به حرف‌هایی بنشینیم که تجربه موجود در آنها می‌تواند برای آینده تعیین کننده باشد.
آنچه پیش روی شما قرار دارد نتیجه یک تحقیق است. مختصر و مفید در سه نکته ارائه شده تا شاید شما در پنجمین دهه زندگی و میانسالی خود بابت آنچه که در فاصله زمانی ۳۰ تا ۴۰ سالگی بخصوص به لحاظ کاری انجام داده اید پشیمان نباشید بلکه برعکس خوشحال باشید.

آیا روزی می‌رسد که پشیمان می‌شوید؟

تحقیق با این سوال جلو رفت؛ باید در دهه سی زندگی مان چکار کنیم تا فواید آن را در دهه پنچاه زندگی و بعد از آن ببینیم؟ بیش از ۱۵۰۰ فرد سالمند و میانسال به این سوال پاسخ داده اند. آنها بی دریغ تجربیات خود را در اختیار این تحقیق گذاشتند چه اینکه برخی از آنها در نهمین دهه زندگی خود حسرت هایی را داشتند و بابت آنچه که در گذشته انجام داده بودند احساس پشیمانی می کردند و این تاسف درست در سال هایی از زندگی همراهشان شده که دیگر راهی برای بازگشت به عقب و جبران وجود ندارد.
آنها در واقع درباره دوره بیست ساله ای از زندگی خود گفته اند که شامل ۲۰ تا ۴۰ سالگی می شود. روزهایی که انتخاب ها ، تصمیم ها و سبک و سیاق زندگی درست در همان مقاطع می تواند آینده و دوران میانسالی و سالمندی تان را کاملا تحت تاثیر قرار دهد.
پس در هر کجای دنیا که زندگی می کنید گاهی باید به این تجربیات دقیق شوید چون شاید صدای زنگ هشداری در ذهنتان بلند شود که بتواند آینده شما را تغییر بدهد و این تغییر هیچ چیز جز یک ابراز رضایت از ته دل بابت زندگی گذشته نیست. هم اینکه در سالمندی بگویید اگر باز هم متولد میشدم همینطور زندگی می کردم کافیست
راهکارها همین جا هستند:
۱- انتخاب شغل
شغل شما باید پاداشی درونی برای روح و روانتان به ارمغان بیاورد. بیشترین نکته ای که افراد سالمند درباره آن طی این تحقیق صحبت می کردند همین موضوع بود: سراغ شغلی بروید که دوستش دارید. آنها همگی بر این عقیده بودند که اگر شما شغلی را انتخاب کنید که حتی درآمدش کمتر باشد اما دوستش داشته باشید باید برایتان در اولویت قرار بگیرد. وگرنه سراغ شغل هایی خواهید رفت که ناخودآگاه تمام طول هفته را منتظر آخر هفته ها و تعطیلات هستید.
نکته: می دانید یعنی چه؟ یعنی اینکه شما باید شغلتان را بخشی از زندگی تان بدانید. با آن زندگی کنید و از آن لذت ببرید. پس دنبال شغلی بروید که با آن زندگی کنید نه اینکه در زندگی تان آن را تحمل کنید.
۲- بگویید :”بله”
همه ما تجربه داشتن دوستان و همکارانی را داشته ایم که در زمینه کاری خود باریکترین خط فکری را گرفته اند و جلو رفته اند بدون اینکه میلیمتری از این مسیر تنگ منحرف شوند. شاید شعار آنها این باشد که “کوچک فکر کنیم”.
شاید خودشان ندادند اما آنها در سوله های تنگ و تاریک فکری خود گیر افتاده اند ، در چهار دیواری محل کارشان محبوس شده اند ، در همان اتاقک هایی که حتی پنجره هایش را رو به هوای آزاد باز نمی کنند. در واقع موضوع این است که آنها نمی خواهند از حاشیه امنیتی که برای خودشان درست کرده اند بیرون بیایند.
این روش یک اشتباه بزرگ است. شما باید در کارتان انواع چالش ها را در موقعیت های مختلف تجربه کنید و تا جایی که ممکن است به این چالش ها و مواجه شدن با آنها “بله” بگویید.
در همین تحقیقات یکی از بیشترین افسوس ها بابت موقعیت هایی بوده است که پشت در خانه افراد آمده اند ، در زده اند اما کسی در را به روی آنها بازنکرده و حالا بعد از سال ها صرفا افسوس است که از همه آن فرصت ها باقی مانده. فرصت هایی پر از چالش که از ترس همین چالش ها سوخت شده اند.
۳- درباره توانایی های اجتماعی تان فکر کنید
اگر می خواهید درباره زندگی تان در دوران میانسالی و سالمندی احساس خوبی داشته باشید باید توانایی های اجتماعی خود را ارتقا بدهید. افراد سالمند و میانسالی که در این تحقیق شرکت کرده اند از صدها شغل و موقعیت های کاری مختلف انتخاب شده اند. آنها آدم های زیادی را دیده اند که در کار خود موفق شده اند و در طرف دیگر افرادی را دیده اند که در همین زمینه شکست خورده و سقوط کرده اند.
چرا این همه تفاوت بین آدم ها وجود دارد؟ فرقی نمی کند شما چقدر با استعداد باشید ، مهم نیست شما چقدر درخشان باشید ، مهم این است که شما تا چه اندازه از مهارت های درونی برخوردار باشید. این مهارت درونی همان روابط اجتماعی و عمومی شما با دیگران تعریف می شود. همه افراد میانسالی که در این تحقیق تجربه خود را در اختیار دیگران قرار می دهند می گویند فرای شغل و حرفه ای که شما دارید و انرژی که برای کارتان خرج می کنید ، باید تلاش برابری را برای بالا بردن سطح روابط اجتماعی خود را با دیگران در برنامه زندگی تان بگنجانید.
در همین تحقیقات آن عده که هرگز در روزهای جوانی سراغ ساختن روابط اجتماعی بهتر نرفته اند ابراز پشیمانی کرده اند.
نکته: شاید این تجربیات امروز فقط برایتان مسائلی ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد اما ممکن است در روزهای پنجاه سالگی به بعد ورق برگردد و بابت جدی نگرفتن چنین مسائلی خودتان را سرزنش کنید. پس طوری زندگی کنید که دوران میانسالی و سالمندی وقتی یاد گذشته می افتید لبخندی از سر رضایت قلبی روی صورت تان نقش ببندد.
چگونه در محل کار دچار خواب آلودگی نشویم ؟

چگونه در محل کار دچار خواب آلودگی نشویم ؟

بنا بر تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۹ توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده صورت گرفت، نشان داده شد که تقریبا ۴۰ درصد از بزرگسالان این کشور در طول روز ناخواسته دچار خواب آلودگی می شوند.
در واقع این مرکز توصیف کرده که کمبود خواب در میان آمریکایی ها یک بیماری همه گیر عمومی و مدرن است. بنا به اعتقاد کارشناسان مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده خواب آلودگی و محرومیت از خواب می تواند ناشی از سندرم پای بی قرار، آپنه انسدادی خواب، حملات خواب و … باشد. چرت زدن در طول روز و در مکان ها و زمان های نامناسب نشان دهنده یک اختلال خواب جدی است و در صورت ادامه دار بودن نیاز به مراجعه به پزشک دارد چون عواقب جدی سلامت مانند ابتلا به بیماری های مزمن از جمله فشار خون بالا، دیابت، افسردگی، چاقی و سرطان را می تواند به دنبال داشته باشد.
آکادمی آمریکایی طب خواب اعلام کرده که اغلب بزرگسالان نیاز به هفت تا ۹ ساعت خواب شبانه با کیفیت دارند. در این میان برای جلوگیری از احساس خواب آلودگی در مکان های نامناسبی مانند محل کار چندین راهکار پیشنهاد شده است:

نوشیدنی مصرف کنید:
توجه داشته باشید که میزان بیش از اندازه کافئین هم موجب می شود که شما اندکی عصبانی شوید و آب بدن تان تبخیر شود. به علاوه باید در روز میزان کافی آب بنوشید. این عمل میزان آب بدن شما را تنظیم می کند، اشتهای کاذب به میان وعده های ناسالم را کاهش می هد و حس خواب آلودگی را نیز از میان می برد.

وعده ناهار را فراموش نکنید:
اجتناب از این وعده غذایی باعث ایجاد کسالت و خواب آلودگی در ظهر می شود. شما لازم نیست که هر روز یک وعده غذای کامل با انواع و اقسام پیش غذاها را بخورید، اما حداقل سعی کنید نهار را بر روی میز کار خود نخورید.

برای زمان های کوتاه استراحت کنید:
از سر جای خود بلند شوید، چرخی بزنید، عضلات پای خود را منبسط کنید و انگشتان دستتان را خم و راست کنید. اگر نمی توانید دفتر کار خود را ترک کنید، به عقب تکیه دهید و نفس عمیقی بکشید تا کاملا ریلکس شوید و میزان اکسیژن جذب شده تان را نیز افزایش دهید. کشش باعث می شود که سیستم گردش خون نیز بهبود یابد.

حرکت کنید:
در طول وقت نهار خود به باشگاه ورزشی بروید. در غیر این صورت برای راه رفتن به بیرون بروید، از پله استفاده کنید. اجازه دهید که خون در بدنتان به جریان افتد. این عمل متابولیسم بدن را تسریع می بخشد و از خواب آلودگی و کسالت نبز جلوگیری می کند.

بعد از ظهر چرت کوتاهی بزنید:
یک چرت ۱۵ دقیقه ای معجزه می کند. فقط توجه داشته باشید که خیلی دیر اقدام به چرت زدن نکنید چون خواب شبانه شما را می تواند مختل کند.

میان وعده های مناسب بخورید:
یک سیب یا مقداری ماست جزء میان وعده های فوری بی نظیر هستند. سعی کنید به صورت خود مقداری آب خنک بزنید تا رخوت از شما دور شود. گاهی اوقات حتی شستن دست ها نیز به شما کمک می کند تا احساس خستگی کمتری بکنید.

در محیط خنک کار کنید:
کار کردن در یک فضای سرد تر باعث می شود تا شما هشیار تر بمانید. اگر اطراف شما گرم باشد احتمال دارد که به خواب فرو روید.

۵ قدم خوب برای شروع روزی بهتر

۵ قدم خوب برای شروع روزی بهتر

صبح در فرهنگ ما جایگاه خاصی دارد. از ضرب المثل هایی که درباره صبح و یا اشاره هایی که به موضوع صبح و سحرخیزی داریم این مسئله هویداست.

” از دنده چپ بلند شده …” این اصطلاح را می شناسیم. چگونه شخصی که صبح خوب از خواب بلند نشده در ادامه روز نیز بد خلق است ؟ آنچه که در صبح انجام می دهیم، تا حد زیادی در شکل دهی کل روز ما نقش دارد. هنگامی که بعد از بارها زدن دکمه سکوت گوشی از رختخواب بیرون می آییم و برای آنچه پیش رو داریم برنامه ریزی نمی کنیم، با دست خودمان هرج و مرج را فرا می خوانیم و به احتمال زیاد هم بی نظمی به سراغمان خواهد آمد.
شنیده ایم که افراد موفق حتی صبحشان را متفاوت از عموم مردم شروع می کنند اما این تفاوت به چه شکل است و آیا ما نیز می توانیم به مانند آن ها صبح های بهتری را شروع کنیم ؟
چند نمونه ساده از اقدامات مناسب برای ساختن صبح گاه بهتر را در ادامه با هم مرور کنیم:

۱- تخت تان را مرتب کنید
بسیار ساده بنظر می رسد و احتمالا چیزی است که مادرتان همیشه به شما یادآوری می کرد و من همیشه می گفتم که شب دوباره می خواهم بخوابم پس نیازی به ابن کار نیست و یا نهایتا از روی تنبلی از این کار در می رفتم، اما دلیلی دارد که مرتب کردن رختخواب تان در صبح، زمینه را برای موفقیت شما فراهم می کند. این عمل ساده سازماندهی صاف کردن ملحفه، مرتب کردن بالش ها، کشیدن رو تختی و ترک کردن اتاق خوابتان در یک وضعیت مرتب، مغز نیمه خواب و بسیار تاثیرپذیر شما را تشویق می کند که نظم و ترتیب و آرامش را کسب کند. آرامش بیشتر، برابر است با استرس کمتر و استرس کمتر یعنی خلق و خوی بهتر، بهره وری بیشتر و در نتیجه یک روز بهتر.

۲- به بدنتان آبرسانی کنید
سلولهای بدن ما بمدت چند ساعت، بدون آب بوده اند بنابراین نوشیدن آب قبل از مصرف هر ماده دیگری (اعم از چای و قهوه) کلید آماده کردن دستگاه گوارش ما برای فعالیت موثر در طول روز است. اگر این کار را بطور خودکار انجام دهیم، یک راه آسان برای آبرسانی مجدد به بدنمان پیدا کرده ایم. بعلاوه اگر در تمام صبح، کم کم آب بنوشیم، ممکن است در پایان، ۲ لیوان از ۸ لیوان آب توصیه شده برای روز را مصرف کرده باشیم. سعی کنید اولین کاری که انجام می دهید، یک آبرسانی حسابی به بدنتان باشد. مصرف مناسب و کافی آب طراوت و شادابی را برای ما به ارمغان می آورد.

۳- برای روز برنامه ریزی کنیم
یک لیست ساده از سه کار مهمی که دوست داریم در کوتاه مدت مثلا قبل از ظهر یا قبل از پایان روز به انجام برسانیم، می تواند از نظر کمک کردن به ما برای پیشرفت آرام در طول روز، بسیار مفید باشد. نوشتن آن بر روی کاغذ یا وارد کردن آن در تلفن مان، استرس بخاطر سپردن را برطرف می کند و می تواند بعنوان یک یادآوری مفید از اهدافمان بکار برود.
حتی اگر آن کار، خرید مایحتاج منزل، گرفتن لباس از خشکشویی، و یا پختن یک کیک در منزل باشد، انجام چند کار کوچک برای آنکه طبق برنامه جلو برویم، موجب مدیریت بهتر زمان در تمام طول روز خواهد شد. به قول معروف، کسانی که موفق به برنامه ریزی نمی شوند، برای شکست برنامه ریزی می کنند. بنابراین کارهای بزرگ (مهم) را در الویت قرار دهیم تا بقیه روزمان، بسیار راحت تر ادامه یابد.

۴- آهنگی که دوست دارید را بگذارید
صرفنظر از برنامه های صبحگاهی تان، یک تراک صوتی از آهنگهای انرژی زا و نشاط بخش به آماده کردن ذهن شما برای مثبت بودن در تمام طول روز کمک خواهد کرد. هر آهنگی که شادتان می کند را انتخاب کنید و قبل از خارج شدن از خانه، از آن برای موفقیت در کارهایی که باید انجام دهید، استفاده نمایید. یک موسیقی خوب، یک مسیر رفت و آمد طولانی را کمتر استرس آور می کند.

۵- حرکت کنید
مسلما دوست نداریم کرخت و بی انرژی روز را شروع کنیم. تجربه کرده ایم که صبح از خواب بلند شده ایم و با مشقت فراوان پس از خوردن یک لیوان چای به محل کار رفنه ایم و با اینکه چند ساعتی مشغول به کار هستیم هنوز حس می کنیم بی انرژی هستیم. سستی و کرختی همچنان در وجود ما مهمان هستند پس برای جلوگیری از این وضعیت زمانی را در صبح به حرکت دادن بدنتان اختصاص دهید. هر چه که باشد کشش ملایم، بردن سگتان برای هواخوری، رفتن به کراس فیت شروع کردن روزتان با تحرک، متابولیسم شما را افزایش می دهد و سطح انرژی شما را برای روز، بالا می برد. بعلاوه، اگر در اوایل روز یک کار مثبت برای بدنتان انجام داده باشید، بیشتر احتمال دارد که انتخابهای غذایی بهتر انجام دهید.
شما برای انجام آن تمرین عالی، وقت پیدا خواهید کرد (بهانه آوردن قبل از انجام هر کار دیگری در صبح، سخت تر است) و تا چندین ساعت پس از آن، از فوایدش بهره مند خواهید شد. این، یک پیروزی تمام عیار است.