استراتژی‌های هوشمندانه برای جهانی شدن برند

استراتژی‌های هوشمندانه برای جهانی شدن برند

یکی از اصلی‌ترین چالش کسب‌وکارها این است که هنگام تلاش برای جذب مشتری در بازار محلی، بتوانند محصولات خود را در سطح جهانی نیز مطرح کنند.

با پیشرفتهای اخیر تکنولوژی اینترنت، کاربران در سراسر دنیا می‌توانند ایده‌ها و علاقه‌مندی‌های خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. درنتیجه دور از انتظار نیست که کسب‌وکارها بتوانند از سراسر دنیا مشتری جذب کنند. استارتاپ های زیادی با ایده‌های خوب وجود دارند که با شناخت بیشتر مشتری‌های غیر محلی می‌توانند فرصت خوبی در بازار جهانی داشته باشند.کسب و کار هایی که قصد دارند به بازار جهانی وارد شوند باید با فرهنگ مردم سایر نقاط جهان آشنا شوند و سپس راهی برای ایجاد هماهنگی بین بازارها پیدا کنند. این چالش بسیار بزرگی است. درک تعامل میان بازارهای جهانی و محلی به برندهای بزرگ کمک می‌کند درحالی‌که در بازار بین‌المللی حضور دارند بتوانند مشتری‌های محلی خود را نیز افزایش دهند.

۱- بازار مناسب را انتخاب کنید: بازار بزرگ‌تر به معنای بازار بهتر نیست

شرکت سوئدی King که بازی پرطرفدار Candy Crush را تولید کرده است، تصمیم گرفت یکی از بازی‌های شرکت به نام Pet Rescue Saga را اولین بار در کره جنوبی یعنی یکی از بزرگ‌ترین بازارهای بازی دیجیتال دنیا راه‌اندازی کند. این بازی برخلاف استقبال بالایی که در اروپا داشت نتوانست به موفقیت چندانی در بازار کره‌ی جنوبی دست پیدا کند؛ زیرا فرهنگ نگهداری از حیوانات خانگی در اروپا و کره‌ی جنوبی بسیار با یکدیگر تفاوت دارد. به‌عنوان مثال در این بازی از حیوانات خانگی غیر مرسوم مانند خوک استفاده شده بود که نسبت به کاربران اروپایی، از محبوبیت کمتری بین مصرف‌کنندگان کره‌ای برخوردار هستند.

زمانی که صحبت از شناسایی و انتخاب بازار مناسب به میان می‌آید منظور وارد شدن به بزرگ‌ترین بازار نیست؛ بلکه منظور انتخاب مرتبط‌ترین بازار با محصولات کسب‌وکار است. شرکت King به‌جای انتخاب بزرگ‌ترین بازار باید به شناسایی و انتخاب بازاری می‌پرداخت که تمام جنبه‌های بازی با فرهنگ آن‌ سازگار باشد. برندهایی که قصد دارند وارد بازار جهانی شوند باید تمام جنبه‌های مرتبط با این موضوع را بررسی کنند. بازارهای بزرگ زیادی وجود دارند که ورود به آن‌ها می‌تواند باعث رشد شرکت شود؛ اما ممکن است مصرف‌کنندگان آن از لحاظ فرهنگی نتوانند با محصول جدید ارتباط برقرار کنند. ارتباط محصول برند با بازار از فاکتورهای مهمی است که همیشه باید در نظر گرفته شود.

۲- بازارهای غیر منتظره را مقایسه کنید

تأثیر جهانی‌سازی، یعنی گاهی اوقات غیر منتظره‌ترین کشورها می‌توانند در برخی موارد شبیه به یکدیگر باشند. گاهی اوقات کشورهایی که سابقه‌ی اقتصادی مشابه دارند تفاهم و شباهت‌های بیشتری نسبت به کشورهایی دارند که از نظر جغرافیایی در یک منطقه قرار گرفته‌اند. بنابراین نزدیکی جغرافیایی دلیل بر تفاهم کشورها نیست و وجود کشورها در یک منطقه به این معنا نیست که کسب‌وکارها بتوانند در بازار یکدیگر موفق باشند. به‌عنوان مثال مردم برزیل و چین عادت‌های مشترکی در خرید محصولات مربوط به کودکان مانند صندلی مخصوص ماشین دارند و روش‌های بازاریابی این محصولات در این دو کشور تقریبا یکسان است. درنتیجه به‌جای اینکه فرض کنیم کشورهای یک منطقه واکنش یکسانی به یک محصول نشان خواهند داد بهتر است به فکر کشف بازارهای غیر منتظره‌ای باشیم که می‌توانند رشد کسب‌وکار را تضمین کنند. همه چیز به درک تأثیر جهانی‌سازی روی عادات مصرف‌کننده و تفاوت آن در سطح محلی و ایجاد یک استراتژی متمرکز روی هر دو بازار بستگی دارد.

۳- نظر افراد بومی منطقه را جویا شوید

در کره‌ی جنوبی مادرها بعد از تولد فرزندشان به مدت ۱۰۰ روز از خانه خارج نمی‌شوند. در چین پدربزرگ‌ها و مادربزرگ بعد از تولد نوه‌شان حداقل سه سال با فرزندان خود در یک محل زندگی می‌کنند. در برخی کشورهای اروپایی اگر بچه‌ها سرما بخورند پدر و مادرشان هنگام حمام کردن بچه‌ها سر آن‌ها را نخواهند شست. آگاهی داشتن یا نداشتن از این تفاوت‌های فرهنگی می‌تواند به قیمت پیروزی یا شکست یک محصول منجر شود. اما این نکات خاص و منحصربه‌فرد هستند. علاوه برآن، این موارد آن‌چنان عادی شده‌اند که افراد محلی برخی اوقات نیازی به تعریف کردن آن‌ها برای مشاوران شرکت نمی‌بینند. در نتیجه بررسی فرهنگ یک بازار خارجی توسط کارمندان داخلی شرکت کافی نیست و نظر افراد بومی منطقه نیز باید در مورد محصولات مورد بررسی قرار بگیرد.

ترکیبی از تخصص منطقه‌ای افراد بومی، درک ویژه‌ی آن‌ها از بازار و تحقیقاتی که در مورد بازارهای خارجی انجام می‌شود، درک بهتری از چشم‌اندازهای منطقه‌ای و جهانی به برند می‌دهد و همان‌طور که می‌دانید، این موضوع برای رشد و موفقیت کسب‌وکارها ضروری است.

۴- چشم‌اندازهای بزرگ و کوچک داشته باشید

هیچ عادت مصرفی با گذشت زمان ثابت نمی‌ماند و اتفاقات داخلی و خارجی روی رفتار مصرف‌کنندگان تأثیر خواهد گذاشت. همچنین بینش‌های محلی ارتباطات خاص‌تری در یک اجتماع گسترده به وجود خواهد آورد. بهترین کار این است که ارتباط بین چشم‌اندازهای بزرگ و کوچک مشخص شود.

 گوگل نتوانست جایگاه مناسبی در اینترنت چین پیدا کند؛ زیرا نتوانست محصولات خود را متناسب با روشی که چینی‌ها از اینترنت استفاده می‌کنند تغییر دهد و به‌عنوان یک محصول غیر کارآمد به مردم معرفی شد. در عوض رقبای محلی مانند بایدو که درک بهتری از رفتار مشتری در اجتماع داشتند و با روش‌های سرگرمی مردم بیشتر آشنا بودند، توانستند جایگاه خود را در بازار پیدا کنند.

شرکت گوگل اکنون نسخه‌ی جدیدی از سیستم عامل اندروید و اپلیکیشن‌های خود مانند یوتیوب را به بازار ارائه داده که مخصوص کاربران تلفن هوشمند در هند طراحی شده است. این نشان می‌دهد گوگل چشم‌اندازهای بزرگ و جهانی خود را با چشم‌اندازهای کوچک و محلی ترکیب کرده است تا شانس موفقیت خود را در بازار بالا ببرد.

شرکت اوبر نیز از روش مشابهی برای رفع مشکل عدم استقبال رانندگان مصری در پلت‌فرم جدید استفاده کرد. آن‌ها متوجه شدند موانعی مانند هزینه‌های زیاد که مانع از ورود به بازار می‌شود، ارزش‌های اجتماعی، زبان انگلیسی، مصرف اینترنت و اعتماد به پلت‌فرم‌های دیجیتال دلایل اصلی عدم موفقیت این برند در مصر هستند. برطرف کردن این مشکلات نه‌تنها چشم‌انداز کوچک شرکت اوبر یعنی مشکل آن‌ها را در مصر برطرف کرد بلکه مشکلاتی مانند طراحی UX وب‌سایت یعنی چشم‌انداز بزرگ شرکت را نیز بهبود بخشید و به رشد برند کمک کرد.

۵- تفاوت‌های کوچک فرهنگی را درک کنید و مطابق آن‌ها تغییر کنید

دسترسی به مصرف‌کنندگان محلی از راه درست و مناسب، کلید اصلی موفقیت برای برندهایی است که قصد دارند محصولات بیشتری در بازار به فروش برسانند یا زمانی که قصد دارند به موفقیت بزرگی در بازار جدید دست پیدا کنند. جشنواره فولکلور پرینیتی برزیل یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای سالانه این کشور است. دو تیم قرمز و آبی در جریان این کارناوال با بازگو کردن داستان‌های قومی و رقص و آواز خواندن با یکدیگر رقابت می‌کنند. این فستیوال به‌اندازه‌ای محبوب است که اسپانسر اصلی آن یعنی شرکت کوکاکولا ، نوشابه‌های خود را هم در قوطی‌های آبی و هم در قوطی‌های قرمز به شرکت‌کنندگان عرضه می‌کند تا مطمئن شود طرفداران هر دو تیم محصولاتش را خریداری می‌کنند.

در ژاپن نیز رسم مشابهی هر سال در ایام کریسمس برگزار می‌شود و ۳.۶ میلیون خانواده‌ی ژاپنی در رستوران KFC شام می‌خورند. این رسم از سال ۱۹۷۰ و همزمان با کمپین «کنتاکی برای کریسمس» در میان مردم ژاپن رواج پیدا کرد. این رسم هر سال در کشور ژاپن برگزار می‌شود و فروش غذاهای رستوران KFC تضمین‌شده است؛ اما این رستوران هر سال تلاش می‌کند با ارائه‌ی کیک‌های مخصوص مراسم مشتری‌های خود را راضی نگه دارد.

چالش اصلی برای برندهای بزرگ و کوچک این است که فرهنگ فعلی منطقه را قبول کنند و بکوشند خودشان را با آن تطبیق دهند. بنابراین اگر می‌خواهید در سال جدید برای رشد کسب‌وکار خود تصمیم بگیرید بهتر است تأثیر آن را هم در بازار محلی و هم در بازار جهانی بررسی کنید.

نویسنده : بنفشه نیک بخت

 

راهی ساده و علمی برای افزایش بهره‌وری در محیط کار

راهی ساده و علمی برای افزایش بهره‌وری در محیط کار

برنامه‌ریزی ترکیبی از ادغام برنامه‌ریزی مشروط و برنامه‌ریزی دقیق تشکیل شده است و با افزایش میزان بهره‌وری در محیط کار رابطه‌ی مستقیمی دارد.

اغلب ما زمانی که وارد محیط کار جدید می‌شویم انگیزه‌ی زیادی برای کار داریم و می‌خواهیم مهارت‌های خود را تقویت کنیم. اما در اغلب موارد مشاهده می‌کنیم جو محیط کار چندان جذاب و مطابق انتظار ما نیست. این موضوع در تمام نقاط دنیا وجود دارد و نتیجه‌ی تحقیقات نشان می‌دهد تنها ۱۳ درصد کارمندان در محیط کاری سرزنده و درگیرکننده مشغول به کار هستند. منظور از درگیری کارمندان در محیط کار عواملی مانند انرژی، شور و اشتیاق و تمرکزی است که روی کار گذاشته می‌شود. این عوامل درونی هستند اما مواردی مانند فرهنگ سازمانی شرکت ، نحوه‌ی رهبری و طراحی محیط کار روی آن تأثیر می‌گذارند.

البته همان‌طور که می‌دانید یک کارمند هیچ کنترلی روی موارد یاد شده ندارد و رهبر شرکت تعیین می‌کند محیط کار تا چه اندازه برای کارمندان درگیرکننده باشد. از آنجایی که رهبر شرکت دغدغه‌های فکر زیادی دارد شاید فرصتی برای بهبود شرایط محیط کار پیدا نکند و بهتر است خود کارمندان برای انجام این کار پیش قدم شوند. بهبود شرایط نیازمند برنامه‌ریزی است و رابطه‌ی مستقیمی با عواملی دارد که در طول روز تمرکز کارمندان را به هم می‌زند.

محققان دانشگاه تگزاس تحقیقی در مورد راه‌های افزایش درگیری کارمندان در محیط کار انجام داده‌اند.‌ آن‌ها برای این منظور دو نوع برنامه‌ریزی روزانه و تأثیر آن روی دو دسته از کارمندان را مورد بررسی قرار داده‌اند. گروه اول کارمندانی بودند که برای مدیریت زمان، برنامه‌ریزی دقیقی داشتند و لیست انجام کار این افراد وظایف روزانه‌شان را به طور دقیق اولویت‌بندی کرده بود.

گروه دوم به افرادی با برنامه‌ریزی مشروط تعلق داشت. این افراد برنامه‌ریزی دقیقی نداشتند و مسیر کاری‌شان با هر اتفاق پیش‌بینی نشده‌ای عوض می‌شد. برنامه‌ریزی با مدیریت زمان رایج‌تر از برنامه‌ریزی مشروط است زیرا یک کارمند همیشه پیش از آغاز روز کاری در ذهنش مرور می‌کند چه کارهایی باید در طول روز انجام شود و برای هر کار چه مقدار زمان نیاز است.

درواقع هر دو مدل برنامه‌ریزی کارمند را مجبور به تعیین اهداف روزانه می‌کند و درنتیجه میزان درگیری او را افزایش می‌دهد. این یعنی یک کارمند چه برای برنامه‌ریزی دقیق با مدیریت زمان و چه برای برنامه‌ریزی مشروط باید برای تعیین وظایف روزانه‌ی خود تمرکز کند و همین کار تا حدود زیادی میزان بهره وری را افزایش می‌دهد. با این حال در این آزمایش انتظار می‌رود مزایای برنامه‌ریزی دقیق مدیریت زمان با وجود اتفاقات پیش‌بینی نشده کاهش پیدا کند زیرا کارمندان در چنین شرایطی احساس می‌کنند هیچ پیشرفتی نداشته‌اند و به مرور زمان برنامه‌ریزی را کنار می‌گذارند. همچنین تصور می‌شود روزهایی که حجم اتفاقات پیش‌بینی نشده زیاد است افراد دارای برنامه‌ریزی مشروط عملکرد بهتری داشته باشند. زیرا افراد دارای برنامه‌ریزی منعطف راحت‌تر با شرایط کنار می‌آیند.

نتیجه‌ی آزمایش

در این آزمایش ۱۸۷ کارمند شرکت کردند و رفتار و تجربیاتشان به مدت دو هفته‌ی کاری مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه‌ی مشاهدات نشان داد برنامه‌ریزی دقیقِ زمانی، تأثیر مثبتی روی عملکرد روزانه و درگیری کارمندان داشته است. همچنین مشاهده شد تأثیر مثبت این مدل برنامه‌ریزی زمانی بیشتر است که کارمند در طول روز با وقفه‌های کمتری روبه‌رو شود. درواقع روزهایی که میزان حواس پرتی بالا بود (۲۰ درصد از کل یک روز کاری) برنامه‌ریزی با مدیریت زمانی، در بهبود بهره‌وری و درگیری بی‌تأثیر گزارش شده است. پس یعنی تأثیر برنامه‌ریزی دقیق در روزهایی که کارمند با وقفه‌های متعدد مواجه شده بسیار پایین بوده است.

در ادامه‌ی تحقیقات مشخص شد برنامه‌ریزی مشروط نیز تأثیر زیادی روی افزایش میزان بهره‌وری و درگیری کارمندان داشته است. جالب این است که تأثیر مثبت این مدل برنامه‌ریزی در روزهایی با اتفاقات پیش‌بینی نشده بسیار بالا بود. به عبارت دیگر مزایای استفاده از این مدل  برنامه‌ریزی در چنین روزهایی بسیار بالاتر از برنامه‌ریزی دقیق گزارش شد. به طور کلی می‌توان این‌طور نتیجه‌گیری کرد برنامه‌ریزی دقیق در روزهایی که وقفه‌ها پایین هستند بهره‌وری بالاتری دارد و برنامه‌ریزی مشروط در شرایطی بهتر عمل می‌کند که کارمند دائم توسط کارهای مختلف حواسش پرت می‌شود.

راه حل چیست

بدیهی است که کارمندان برای روزهای مختلف هفته برنامه‌ریزی یکسانی نداشته باشند و این موضوع از نظر علمی نیز ثابت شده است. درصد بالایی از برنامه‌ریزی کارمندان (حدود ۳۰ درصد) در روزهای مختلف کاری متفاوت است. یعنی کارمندان برنامه‌ریزی ثابتی برای روزهای خود ندارند و شاید برخی روزها اصلا برنامه‌ریزی نداشته باشند. علاوه‌براین کارمندانی که از یکی از مدل‌های برنامه‌ریز دقیق یا مشروط استفاده می‌کنند، لزوما از مدل دیگر برنامه‌ریزی استفاده نمی‌کنند. از آنجایی که هر کارمندی در ۴۰ درصد اوقات با حجم متفاوتی از کارهای پیش‌بینی روبه‌رو می‌شود بنابراین بهتر است هر دو مدل برنامه‌ریزی را با هم ترکیب کند و از مزایای هر دو بهره‌مند شود. چهار مرحله‌ی زیر به انجام این کار کمک می‌کنند:

۱- هر شب پیش از آغاز روز کاری جدید کمی زمان بگذارید و کارهای فردا را در ذهنتان مرور کنید.

۲- برای همه‌ی کارمندان پیش می‌آید که برخی روزها سرشان شلوغ‌تر از سایر روزها باشد و معمولا این اتفاق در روزهای خاصی از هفته بیشتر است. پس پیش از برنامه‌ریزی این موضوع را نیز در نظر بگیرید که فردا حجم کاری به چه صورت خواهد بود. آیا حجم کارهای پیش‌بینی نشده زیاد است یا خیر؟ همچنین به این فکر کنید که آیا برای خودتان و سایر اعضای تیم مرزبندی مشخص کرده‌اید یا تمام اتفاقات شرکت روی روند کاری شما تأثیر خواهند گذاشت؟ این میزان از حواس پرتی تا چه اندازه روی کار شما دخالت دارد؟

۳- اگر حجم وقفه‌ها پایین بود برنامه‌ریزی دقیقی انجام دهید و لیستی از کارهای اولویت‌بندی شده تهیه کنید. سپس وقت و تمرکز خود را با توجه به اهمیت کار تنظیم کرده و به برنامه‌ی خود پایبند باشید. به‌عنوان مثال زمانی که سرتان خلوت است و انرژی بالایی دارید به انجام کارهایی که نیازمند  خلاقیت هستند مشغول شوید و  کارهای تکراری را برای زمانی بگذارید که از نظر فکری خسته هستید. این مدل برنامه‌ریزی زمانی که وقفه‌ها اندک باشند میزان بهره‌وری را بالا می‌برد و درگیری در محیط کار را افزایش می‌دهد. درنتیجه فرد بهتر می‌تواند مهارت‌های خود را تقویت کرده و استعدادهایش را شکوفا کند.

۴- اگر فکر می‌کنید فردا وقفه‌های زیادی اتفاق خواهد افتاد از برنامه‌ریزی مشروط استفاده کنید. به این صورت که برای ساعات خالی برنامه‌ریزی دقیق داشته باشید و روی انجام کارها تمرکز کنید اما در ذهنتان شرایطی را برای وقفه‌ها در نظر بگیرید. به‌عنوان مثال با خودتان بگویید در صورت بروز این اتفاق من این کار را انجام خواهم داد اما اگر چنین چیزی پیش نیامد به کار قبلی ادامه خواهم داد. این مدل برنامه‌ریزی کمک می‌کند حضور پررنگ‌تری در محیط کار داشته باشید و اجازه ندهید وقفه‌ها و تأخیرها تأثیری روی روند کاری‌تان داشته باشد.

شواهد نشان می‌دهد میزان وقفه‌هایی که در محیط کار رخ می‌دهند نه تنها به مرور زمان کم نمی‌شوند بلکه به تعدادشان افزوده می‌شود. کارمندان در طول روز با حجم بالایی از اطلاعات و کارهای جدیدی روبه‌روی می شوند که روی روند پیشرفتشان در کارهای مهم اختلال ایجاد می‌کند. این موضوع در بلند مدت روی روحیه‌ی فرد تأثیر می‌گذارد و بعد از مدتی احساس می‌کند برنامه‌ریزی‌های که داشته بیهوده بوده است. راه حل این موضوع، پیش‌بینی وقفه‌ها و عوامل حواس پرتی و استفاده از برنامه‌ریزی ترکیبی است.

 

نویسنده : بنفشه نیک بخت

 

آمادگی کسب و کار برای تکنولوژی آینده

آمادگی کسب و کار برای تکنولوژی آینده

مدت‌زمان حضور کارمندان در شرکت یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن‌ها به شمار می‌رود. معمولا انتظار می‌رود کارمندان سر ساعت در شرکت حضور پیدا کنند و کمتر مرخصی بروند. کارمندانی که زمان بودن در کنار خانواده را فدای حضور در محیط کار می‌کنند معمولا محبوب‌تر از دیگران هستند و پاداش دریافت می‌کنند. اما این موضوع دیگر مانند گذشته اهمیت ندارد و نتیجه‌ی تحقیقات نشان می‌دهد ۷۶ درصد مردم روی کاری که انجام می‌دهند تمرکز می‌کنند نه روی محیطی که برای کار در آن حضور دارند. همچنین ۶۲ درصد این افراد معتقد هستند که تکنولوژی باید به افزایش بهره وری و همکاری کارمندان کمک کند. امروزه ۸۳ درصد مردم حداقل یک کار پاره‌وقت دارند و به‌صورت دورکاری کار می‌کنند و ۹۰ درصد شرکت‌ها به‌صورت قراردادی با دیگران همکاری می‌کنند. همان‌طور که شرکت‌ها با گذشت زمان به یک فضای کاری متغیر و فعال‌تر تبدیل می‌شوند، کسب و کار ها نیز باید زیرساخت‌های خود را دوباره طراحی کنند تا حمایت بیشتری از کارمندان و مشتری‌ها داشته باشند. اما انجام چنین کاری چگونه ممکن است؟

همه‌ی ما تا به حال فیلم‌هایی در مورد آینده مشاهده کرده‌ایم که مردم در آن با ماشین‌های پرنده سر کار می‌روند و ربات‌ها خانه‌هایشان را تمیز می‌کنند. هوش مصنوعی نقش پررنگی در زندگی بشر پیدا کرده و همان‌طور که وعده داده شده است، اولین ماشین پرنده در سال ۲۰۱۹ به بازار وارد خواهد شد، پس شاید آینده‌ی انسان‌ها به همین شکل باشد. اما مشکل اصلی این است که اغلب کسب‌وکارها برای ورود به چنین شرایطی آمادگی ندارند و همه‌ی آن‌ها به‌جای تمرکز روی آینده، به شرایط فعلی اهمیت می‌دهند.

کسب‌وکار در برابر نوآوری

نتیجه‌ی تحقیقات نشان داده است شرکت‌های مبتنی بر تکنولوژی انتظار دارند در پنج سال آینده بیش از ۶۲ درصد رشد داشته باشند؛ این در حالی است که شرکت‌هایی که نوآوری کمتری دارد ۲۱ درصد رشد را در همین مدت‌زمان تخمین زده‌اند. اولین گام برای تطبیق پیدا کردن با دنیای فعلی استفاده از استراتژی‌هایی است که اهداف کسب‌وکار را به نوآوری متصل کنند.

اغلب شرکت‌های نوآورانه با در نظر گرفتن مواردی که نیاز به تغییر دارند، شرایطی که فعالیت گروه را متوقف می‌کند و فرصت‌هایی که به رشد سریع شرکت کمک می‌کنند، استراتژی‌های کارآمدی برای آینده دارند. این استراتژی‌ها در طولانی‌مدت جواب خواهند داد و آینده‌ی کسب‌وکار را تضمین خواهند کرد.

پیش از هر چیزی فراموش نکنید که یک استراتژی باید روی محدودیت‌های تکنولوژی و فرصت‌هایی که شرکت در آینده با آن‌ها مواجه خواهد شد تمرکز کند. برطرف کردن مشکلاتی که هر یک از کارمندان شرکت با آن روبه‌رو است نقش پررنگی در از بین بردن مشکلات کلی شرکت دارد. همچنین کنار گذاشتن این طرز فکر که کارهای شرکت باید همیشه به یک شکل انجام شوند، راه‌ها و فرصت‌های جدید را آشکار خواهد کرد.

رهبری استراتژیک

یک استراتژی نمی‌تواند به‌تنهایی مؤثر واقع شود و نیاز به رهبری دارد. بسیاری از شرکت‌ها استراتژی‌های دقیق و کارآمدی دارند؛ اما به دلیل ضعف مدیریتی نمی‌توانند به بهترین نحو از آن‌ها استفاده کنند. درنتیجه وجود شخص یا تیمی برای ایجاد نقاط ارتباط و پیگیری نقاط قوت برنامه لازم و ضروری است. دانستن اینکه عده‌ای از کارمندان قابل اعتماد به مواردی مانند هزینه‌ها، منابع و پیاده‌سازی استراتژی توجه می‌کنند، کل اعضای تیم را به سمت جلو هدایت خواهد کرد.

دستاوردها در مقابل زمان

حضور فیزیکی در شرکت‌ها و سازمان‌ها دیگر مانند گذشته اهمیت ندارد؛ زیرا کسب‌وکارها به نتیجه‌ی کار بیشتر از مدت‌زمانی که برای آن صرف می‌شود اهمیت می‌دهند. کسب‌وکارهایی که به دنبال دستاوردهای بیشتر هستند باید به فکر ساخت محل کاری باشند که بتواند نیازهای آینده‌ی کارمندان را پاسخگو باشد. فراهم کردن زیرساختی که به کارمندان اجازه دهد توانایی‌هایی خود را شکوفا کنند، نه‌تنها برایشان مفید است؛ بلکه رشد و موفقیت شرکتی را که در آن کار می‌کنند نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نویسنده : بنفشه نیک بخت

نقش نوآوری و ساختارشکنی در مسیر موفقیت کسب‌وکار

نقش نوآوری و ساختارشکنی در مسیر موفقیت کسب‌وکار

آیا همه‌ی نوآوری‌ها بازار را متحول می‌کنند یا برعکس؛ ساختارشکنی بازار مستلزم بهره‌گیری از نوآوری‌ است؟

در سال‌های اخیر، بحث‌های زیادی در مورد ساختارشکنی و نوآوری مطرح‌شده که غالباً به یک سؤال ختم می‌شوند: آیا این دو کیفیت یکسان هستند؟

دیوید ملتزر، کارآفرین و مدیرعامل شرکت بازاریابی اسپورتس وان، معتقد است که ساختارشکنی (Disruption)، نتیجه‌ی تکامل سریع یک کسب‌وکار است. بااین‌حال از دهه‌ی ۹۰ میلادی، یعنی زمانی که کلایتون کریستنسن (استاد دانشگاه هاروارد) کتابی با عنوان «نوآوری ساختارشکن» تألیف کرد، این دو واژه غالباً به یک معنی به کار گرفته می‌شدند. تنها در چند ماه گذشته، برخی کارشناسان تأثیرات ساختارشکنی و نوآوری در مسیر موفقیت شرکت را به‌طور دقیق‌تر و مفصل‌تر بررسی کرده‌اند.

تعریف ساختارشکنی

از زمانی که پروفسور کریستنسن ایده‌ی خود را با دنیای کسب‌وکار به اشتراک گذاشت، این دو عبارت همیشه با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شدند و بسیاری از متخصصان تعاریف آن‌ها را مشابه می‌دانستند.

اما بنا به تعریف سنتی ساختارشکنی، این فرایند از دو راه حاصل می‌شود:

  • اولین حالت، زمانی است که در یک بازار، شرکت‌های رهبر خدمات بسیار زیادی به مشتری معمولی ارائه می‌کنند.
  • حالت دوم؛ زمانی است که در بازار فعلی مشتریان متوسط، از خدماتی بسیار کم برخوردار می‌شوند یا اصلاً هیچ‌گونه خدمتی دریافت نمی‌کنند.

در چنین حالاتی؛ اگر یک بازار جدید به وجود بیاید یا نیازهای مشتریان کم‌مصرف به‌طور کامل برآورده شود، ساختارشکنی یا به عبارتی تکامل سریع روی‌ داده است.

هیچ بازار و هیچ صنعتی از این پروسه در امان نیست. طبق نظرسنجی مؤسسه‌ی PricewaterhouseCoopers، حدود ۶۰ درصد از ۱۳۷۹ مدیرعامل مورد پرسش، معتقد بودند که طی چند سال اخیر، حوزه‌ی فعالیت آن‌ها تغییر یافته یا وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. ۷۵ درصد از این مدیران معتقد بودند که تا سال ۲۰۲۰، بار دیگر شاهد ساختارشکنی بازار خواهند بود.

نوآوری و تکامل

نوآوری یا نوآوری تکاملی، فرایندی است که آرزوهای شما را به واقعیت تبدیل می‌کند یا آنچه در ذهن شما است، به تصویر می‌کشد. شرکت‌های ساختارشکن، شرکت‌هایی هستند با نوآوری و پروسه‌های نوآورانه‌ی خود، بازاری را که در آن فعالیت می‌کنند، به‌طور کامل متحول می‌کنند. آن‌ها ممکن است با استفاده از نوآوری به اهداف خود دست پیدا کنند؛ اما همه‌ی نوآوری‌ها لزوماً ساختارشکن نخواهند بود. به‌عبارت‌ دیگر، همه‌ی نوآوری‌ها باعث نمی‌شوند یک کسب‌وکار یا یک بازار، به‌سرعت تکامل پیدا کند. واقعیت این است که همه‌ی کسب‌وکارها باید در طول زمان رشد کنند تا بتوانند در یک بازار رقابتی دوام بیاورند. شرکت‌ها به‌منظور اصلاح، بهبود و تکمیل محصولات خود و پاسخگویی به نیازهای بازار، به زمان کافی نیاز دارند.

البته ساختارشکنی یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد. بسیاری از تحولاتی که ما آن‌ها را موفقیت یک‌شبه می‌دانیم، در حقیقت در طول دهه‌ها شکل‌ گرفته‌اند تا در نهایت به نقطه‌ی اوج رسیده‌اند و بازار جهانی را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

از طرف دیگر ساختارشکنی بازار نیز یک‌شبه پاسخ داده نمی‌شود. طبق تحقیقات مؤسسه‌ی Capgemini، بیش از ۷۵ درصد از کسب‌وکارهای پیشگام، حداقل پس از دو سال نسبت به ساختارشکنی‌های بازار واکنش نشان می‌دهند.

مثال‌هایی از ساختارشکنی و تکامل

شرکت‌های ساختارشکن نظیر نتفلیکس، بازار رسانه‌ها را یک‌شبه تغییر نداده‌اند. نتفلیکس سال‌ها فعالیت در کارنامه‌ی خود داشت و در زمینه‌ی کسب‌وکار، حتی دوره‌های نامساعد و دشواری پشت سر گذاشته بود تا زمانی که موفق شد رویکرد خود را از استراتژی تحویل ایمیل، به محتوای استریم آنلاین تغییر دهد. این روند بدون کمک نوآوری‌های تکنولوژی امکان‌پذیر نبود. تکنولوژی استریمینگ و نمایش متفاوت محتوا، سیستم مصرفی رسانه‌ها را کاملاً متحول کرد و به نقطه‌ی امروزی رساند.

برخی از کارآفرینان نظیر دیوید ملتزر، ترجیح می‌دهند به‌عنوان ساختارشکن تکاملی عرصه‌های بشردوستانه شناخته شوند. آن‌ها با کمپین‌های نوآورانه، در جهت توانمندسازی مردم جهان گام برمی‌دارند و هزاران نفر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این فعالیت‌های مداوم، چهره‌ی بشردوستی را در جهان تغییر داده است و دیگر به اعانه و کمک‌های مالی ختم نمی‌شود، بلکه در پی بهبودی واقعی زندگی مردم است.

نویسنده : پویش پور محمد

 

۸ عادت تضمین‌کننده موفقیت

۸ عادت تضمین‌کننده موفقیت

ما نتیجه‌ی رفتارهای تکرار شده‌ی خود هستیم. ارسطو می‌گوید:

موفقیت یک کنش نیست؛ بلکه یک عادت است.

در زیر، کارآفرینان موفق، یکی از عادت‌های منجر به موفقیت را ذکر کرده و توضیح می‌دهند که چگونه آن عادت را در خود نهادینه کنید.

۱.هدف‌هایتان را تصور کنید

لوییس هوز می‌گوید از زمانی که در دوران دبیرستان ورزشکار بوده است، هدف‌هایش را به گونه‌ای تصور می‌کرده است که انگار اکنون محقق شده‌اند. حال برای سال‌هاست که هوز از این تمرین استفاده می‌کند؛ تمرینی که در حرفه‌ی ورزشی او، دستاوردهای کسب‌و‌کار او و تلاش کنونی او برای تاثیری عظیم بر جهان از طریق رسانه موثر بوده است.

هیچ راه درست و غلطی برای تصور رویاهایتان وجود ندارد. تنها کافی است زمانی را صبح یا شب در نظر بگیرید، چشمان خود را ببندید و فیلمی را در ذهن خود پخش کنید که وقتی به رویاهایتان دست یافتید، زندگی‌تان به چه شکل خواهد بود.

این تمرین به مغزتان می‌قبولاند که شما به هدف نهایی خود دست یافته‌اید؛ به همین سبب در موعد مقرر، آماده و با اعتماد به نفس خواهید بود.

۲.باورهای ذهنی‌تان را به‌روز کنید

همه ما باورهایی قدیمی در مورد خودمان در ذهنمان داریم که هرگاه موقعیتی جدید پیش می‌آید، آن باورها در ذهن ما به صدا در می‌آید. باربارا کورکوران می‌گوید که دانش‌آموز موفقی در مدرسه نبوده است؛ چرا که هشت سال مداوم، ذهنش باورهای منفی را تکرار می‌کرده است. اگر این باورهای منفی مدام در ذهن شما پخش شوند، شما آن‌ها را باور می‌کنید و موفقیت یا دستیابی به هدفتان، دور از دسترس خواهد بود.

باربارا دریافت که این باورهای قدیمی سر راه موفقیت او قرار گرفته‌اند. بنابراین او عادتی ذهنی در خود ایجاد کرد تا باورهای ذهنی‌اش در مورد خودش را به‌روزرسانی کند. باربارا یکی از عمده‌ترین دلایل موفقیت خود را، به‌روزرسانی باورهای ذهنی‌اش می‌داند.

۳.در عرض پنج دقیقه، باورهایتان را تغییر دهید

تصویرسازی و تعیین هدف ضروری هستند. اما یک تمرین ساده و روزانه می‌تواند رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کند. هر روز پنج دقیقه وقت را در نظر بگیرید. در این پنج دقیقه با فعل‌های زمان حال، هدف‌هایتان و نتیجه‌ی مشخص آن را بنویسید؛ به گونه‌ای که به آن‌ها دست یافته‌اید.

مثلا می‌توانید بنویسید: «ما ۲۵۰۰ مشتری داریم که برای خدمات کپی رایت، ماهانه ۹۹ دلار به ما می‌پردازند» یا «ما ۳۲ ساختمان را اداره کرده و ماهانه ۱۲۸۰۰۰ دلار درآمد داریم».

عمل نوشتن و بازنویسی روزانه‌ی هدف‌ها، سیستم عصبی شما را تغییر داده و تمرکز منحصر‌به‌فردی ایجاد می‌کند. این کار به ناخودآگاه شما امکان می‌دهد که دریابد هر روز روی چه چیزی باید تمرکز کند.

۴.همیشه ۱۵ دقیقه پیش از موعد حاضر باشید

سر وقت بودن، به تنهایی شما را تا حدود زیادی موفق می‌کند. جاناتان گلیسنکی می‌گوید که از زمان کودکی خود وقت‌شناس بوده است و تلاش می‌کرده تا همیشه زودتر از موعد در همه جا حاضر باشد. او در آن زمان متوجه نشده بود که در واقع با این کار، موفقیت خود در آینده را تضمین می‌کند.

شعار گلینسکی در زندگی این است: فروشنده‌ی بدقول، هیچ گاه چیزی را نمی‌فروشد. گلینسکی معتقد است که هیچ چیز بدتر از این نیست که در اولین جلسه، دیرتر از موعد مقرر حاضر شوید. از بین بردن تاثیر بد نخستین ملاقات بسیار دشوار است. شما با دیر رسیدن در جلسات می‌گویید: زمان من مهم‌تر از زمان شما است. هیچ کس نمی خواهد چنین چیزی را بشنود.

افرادی که این مهارت را ندارند، باید تلاش کنند تا ۱۵ دقیقه زودتر به فعالیت‌های خود برسند؛ حال می‌خواهد باشگاه باشد یا قرار شام یا جلسه‌ای کاری که رویاهایتان را محقق می‌کند.

با این کار، شما زمانی در اختیار دارید تا اضطراب خود را فروبنشانید و افکار خود را جمع کنید. برتراند راسل می‌گوید: «در کسب‌و‌کار روزمره‌ی زندگی، سر وقت بودن یک اصل است.»

۵.توانایی “نه” شنیدن داشته باشید

همه می‌خواهند که “بله” بشنوند؛ اما طرز کنار آمدن شما با “نه” شنیدن، شما را به فرد بزرگی تبدیل می‌کند.

بسیاری از افراد در طول روز خود را برای جواب مثبت آماده می‌کنند و نگران هستند که مبادا “نه” بشنوند؛ اتفاقی که اگر بیفتد، ناراحت خواهند شد. وقتی تلاش می‌کنید تا “نه” نشنوید، انرژی زیادی صرف می‌کنید که در نهایت به خستگی و عدم موفقیت شما منجر می‌شود.

شان راولز دریافت که “نه” بخش مهمی از فرایند دریافت تایید است. بهتر است که با آن روبرو شوید. راولز به جای آن که از “نه” شنیدن اجتناب کند، خود را برای شنیدن آن آماده کرد. با این کار ترس او از عدم تایید کنار رفت و او به فردی سریع‌تر، موفق‌تر و با درآمد بیشتر تبدیل شد.

توجه داشته باشید که تمامی “بله”‌هایی که می‌خواهید بشنوید، در دریایی از “نه”‌ها قرار گرفته‌اند. برای جواب‌های منفی که در طول روز می‌شنوید، یک هدف تعیین کنید. این کار امپراتوری شما را خواهد ساخت.

۶.همه حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید

آنتوان دو سنت اگزوپری می‌گوید: «کمال نه در زمانی که چیزی برای اضافه کردن نمانده است؛ بلکه در زمانی که چیزی برای حذف کردن نمانده است، حاصل می‌شود.»

رویکرد کنی رویتر به زندگی، کسب‌وکار و پلت‌فرم نرم‌افزاری‌اش در این جمله خلاصه شده است. موارد بسیاری در اطراف ما قرار دارند که حواس ما را پرت کنند. با حذف موارد غیر ضروری، دستیابی به هدف امکان پذیر خواهد بود.

حواس‌پرتی‌ها را حذف کنید و خواهید دید که برای افکار عمیقی که زندگی‌تان را متحول می‌کند و پیشرفت‌های اساسی در حرفه‌ی خود زمان خواهید داشت.

۷.خودتان را در یک حباب قرار دهید

سوتا پاتل می‌گوید که وقتی ۱۶ سالش بود، تلویزیونش را دور انداخت و در قیاس با دوستانش که پیرو فرهنگ عامه شده بودند، به نوعی دورافتاده به نظر می‌رسید. او خود را در حبابی قرار داد و اطرافش را با افراد با انگیزه پر کرد.

پاتل تلاش کرد که در دسته‌ی انسان‌های عادی قرار نگیرد و بر ماموریت بزرگ‌تر خود تمرکز کرد. گاهی لازم است برای دستیابی به موفقیت، خود را از افراد عادی جدا کنید.

پاتل معتقد است که در نهایت، کناره‌گیری از انسان‌های عادی و اولویت‌دهی به ماموریتی که برای خود تعریف کرده بود، به موفقیت او منجر شد. او توانست با افرادی که خواستار موفقیت او بودند، ارتباط برقرار کند. زمان خود را صرف مواردی کنید که مهم هستند؛ این امر دیدگاه شما به افراد و کسب و کار تغییر می‌دهد.

۸.روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید و اقدام کنید

موفقیت یعنی آنچه را که دوست دارید، هر روز انجام دهید. برای انکه موفق باشید، باید بدانید به چه چیزی علاقه دارید، واقعا که هستید و جسارت عمل را داشته باشید.

سرمایه‌گذاری روی خودتان، نیازمند تلاش و اراده است. شما می‌توانید هرچه را که مغزتان را برای آن تنظیم کنید، انجام دهید. اما لازمه‌ی دستیابی به اهدافتان، اراده‌ی روبرو شدن با ترس‌هایتان است. ممکن است ترس داشته باشید تا روی خود سرمایه گذاری کنید. اما از آن بدتر، عدم سرمایه‌گذاری روی خودتان است؛ چرا که یک روز خواهید فهمید چه هزینه‌ای برای آن پرداخت کرده‌اید: فرصت، زمان، یادگیری و قدرتتان را.

تفاوت فردی که اکنون هستید و فردی که مایل هستید شوید، اقدامات شما است.

منبع : زومیت