ساخت برند – ۴ استراتژی اشتباه

ساخت برند – ۴ استراتژی اشتباه

بهترین روش برای فهمیدن اینکه یک استراتژی درست کار می‌کند یا نه این است که آن را تست کنید. البته فقط به خاطر اینکه یک استراتژی در مورد یک نمونه درست کار می‌کند، به این معنی نیست که در مورد شما هم درست کار کند.
اولین شغل من کارمند فروش بوده است که هر روز درگیر آن بودم. من در کارم با کامپیوتر و سیستم کار نمی‌کردم و نگران «ساخت برند» نبودم. اما شغل دوم (و کنونی) من متفاوت است. در این شغل درگیر نوشتن، صحبت کردن با کل دنیا و مشاوره با شرکت‌ها هستم. در ابتدا چیزهای زیادی برای یادگرفتن وجود داشتند و برای شروع، درباره اینکه چگونه یک برند را ایجاد کنم، مقالات زیادی خواندم. تصور من این بود: اگر برندی نداشته باشم پس شغلی ندارم. متاسفانه، در این آموزش‌ها برخی توصیه‌های بد و اشتباه دریافت کردم که به تلاش‌های من در مسیر رویایی کسب‌وکارم لطمه زد. امروزه نیز مربیان و دوره‌های آموزشی مختلفی را می‌بینم که هنوز هم توصیه‌های برندسازی وحشتناکی را آموزش می‌دهند. در مقابل این توصیه‌های اشتباه، دو عامل اعتبار و ارتباط، استراتژی‌هایی هستند که به‌کار می‌گیرم و در حال حاضر هم از نظر من این بهترین راه برای ایجاد یک برند است. در ادامه چهار استراتژی برندسازی که به ظاهر خوب هستند، اما در نهایت هیچ کمکی به شما نمی‌کنند، عنوان می‌شود:

۱٫ برای حساب‌های کاربری خود پاسخگوی ایمیل اتوماتیک تنظیم نکنید
احتمالا از فردی ایمیلی دریافت کرده‌اید و پاسخ اتوماتیکی را در جواب ایمیل فرستاده‌اید که مضمونی شبیه به این دارد: «من بسیار سرم شلوغ است و هر موقع که ممکن باشد سریع پاسخ خواهم داد.» این پاسخ بسیار آزاردهنده است، مگر اینکه رئیس‌جمهور یا مدیر سازمانی بزرگ باشید که تا این حد از ایمیل با پاسخ اتوماتیک استفاده کنید. نظریه‌های مشورتی بسیار محبوب برای برندسازی به شما این آموزش را می‌دهند تا چنین فیلترهایی را قرار دهید. به شما گفته می‌شود، هر قدر که «در دسترس نباشید» آن وقت بیشتر ارزشمند خواهید بود، اما من مخالفم. اولین هدف شما در ساخت یک برند ایجاد ارتباط با مشتریان است و برای بسیاری از کارآفرینان یک پاسخ اتوماتیک برای ایمیل غیرضروری است.

۲٫ وقتی به ایمیل‌ها پاسخ می‌دهید تظاهر نکنید که «دستیار» هستید
اگر فردی به شما بگوید که این استراتژی را به‌کار گیرید، هرچه زودتر این کار را کنار بگذارید. این توصیه بر مبنای «توصیه در دسترس نبودن» است، اما این کار را انجام ندهید. در صورتی که دستیاری ندارید، اشتباه است که وانمود به داشتنش کنید. اگر فردی موضوع را متوجه شود‌، شما اعتماد مخاطبان خود را از دست خواهید داد، در صورتی که افراد پاسخ شخصی از خود شما دریافت کنند، بیشتر متحیر خواهند شد.

۳٫ به‌عنوان شخص سوم مکاتبه نکنید
برای تثبیت مدیریت، اغلب به شما توصیه می‌شود که در قالب شخص سوم مکاتبه کنید. به این ترتیب، امکان دارد تمامی دستاوردهای خود را لیست کنید، بدون اینکه ظاهرا بلوفی‌زده باشید. مشکل اینجاست که ۹۹ درصد افرادی که قسمت «درباره ما» یا About us را روی وب‌سایت شما یا دیگر محل‌ها می‌بینند، خواهند فهمید که خودتان آن را نوشته‌اید.

۴٫ “متخصص” بودن خود را به رخ مردم نکشید
کلمه «متخصص» تقریبا در کارآفرینی یک کلیشه است. هرجایی نگاه کنید، فردی را می‌بینید که خودش را طراح خطاب کرده است. اما با این همه، لغت «متخصص» تاثیرگذاری خود را از دست داده است. کلمه متخصص، اسما نادیده گرفته می‌شود. اگر شما آنچه را که می‌خواهید بیان کنید، بدون تمرین انجام دهید، آن موقع مردم عنوان شما (متخصص بودنتان) را خواهند دید. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دنیای اقتصاد، اگر قادر نیستید آنچه را که به دانش‌آموزان، طرفداران و مشتریان خود آموزش می‌دهید را تکرار کنید، در این صورت شما نیز اسما یک «متخصص» خواهید بود. به جای این استراتژی‌های شیک مفروض، بهترین روش این است که برند خود را از طریق اعتبار و ارتباط بسازید. اگر فردی با چنین مواردی مواجه شود و آنها را دریابد، آن را بیان خواهد کرد. آنها می‌توانند تقلید را حس کنند. اما زمانی که ببینند شما رفتاری واقعی دارید، به افراد دیگر نیز تاثیرگذاری برند شما را خواهند گفت.

کیفیت چیز نادر و کمیابی است. تا جایی که می‌توانید از طریق ارتباط برقرار کردن متفاوت باشید. شما همیشه نمی‌توانید در دسترس باشید. همیشه نمی‌توانید به هر ایمیلی بدون درنگ پاسخ دهید، اما می‌توانید تلاش کنید. این تلاش مورد توجه قرار خواهد گرفت و به شما کمک خواهد کرد. افراد از کسانی خرید می‌کنند که آنها را می‌شناسند، اعتماد دارند و به آنها علاقه‌مند هستند. پیتر دراکر، مشاور و صاحب‌نظر معروف کارآفرینی و مدیریت می‌گوید: «افراد با قلبشان خرید می‌کنند، نه با ذهنشان.» دیوید اوگیلوی، مجری افسانه‌ای می‌گوید: «مصرف کننده احمق نیست، او همچون همسر شما زیرک است». می‌توانید تلاش کنید که برندتان به صورتی باشد که شما را دسترس ناپذیر کرده و ترفیع دهد، اما هرگز با مخاطبانتان ایجاد ارتباط نمی‌کند. اگر هیچ ارتباطی نداشته باشید، آنها تعاملی نخواهند داشت. اگر هیچ تعاملی وجود نداشته باشد، نمی‌توانید راهنمایی‌های اساسی دریافت کنید و انتقادات و پیشنهادها را از جانب مشتریان از دست خواهید داد.

سه نکته برای تجربه بهتر میانسالی

سه نکته برای تجربه بهتر میانسالی

آن چه که از زمان تولد همراه ماست و از پی هم در حال سپری شدن است زمان است. همه ما دوران کودکی را می گذرانیم تا به جوانی برسیم و دوره ای که پر انرژی هستیم و شاید کمتر به آینده و به ویژه دوران میانسالی توجه داشته باشیم اما …
روزهایی می‌رسند که وقتی به پشت سرمان نگاه می‌کنیم بابت هر آنچه در زمان خودش ثبت شده یا خوشحال خواهیم بود یا ناراحت. بنابراین شاید بهتر باشد گاهی هم پای گوش دادن به حرف‌هایی بنشینیم که تجربه موجود در آنها می‌تواند برای آینده تعیین کننده باشد.
آنچه پیش روی شما قرار دارد نتیجه یک تحقیق است. مختصر و مفید در سه نکته ارائه شده تا شاید شما در پنجمین دهه زندگی و میانسالی خود بابت آنچه که در فاصله زمانی ۳۰ تا ۴۰ سالگی بخصوص به لحاظ کاری انجام داده اید پشیمان نباشید بلکه برعکس خوشحال باشید.

آیا روزی می‌رسد که پشیمان می‌شوید؟

تحقیق با این سوال جلو رفت؛ باید در دهه سی زندگی مان چکار کنیم تا فواید آن را در دهه پنچاه زندگی و بعد از آن ببینیم؟ بیش از ۱۵۰۰ فرد سالمند و میانسال به این سوال پاسخ داده اند. آنها بی دریغ تجربیات خود را در اختیار این تحقیق گذاشتند چه اینکه برخی از آنها در نهمین دهه زندگی خود حسرت هایی را داشتند و بابت آنچه که در گذشته انجام داده بودند احساس پشیمانی می کردند و این تاسف درست در سال هایی از زندگی همراهشان شده که دیگر راهی برای بازگشت به عقب و جبران وجود ندارد.
آنها در واقع درباره دوره بیست ساله ای از زندگی خود گفته اند که شامل ۲۰ تا ۴۰ سالگی می شود. روزهایی که انتخاب ها ، تصمیم ها و سبک و سیاق زندگی درست در همان مقاطع می تواند آینده و دوران میانسالی و سالمندی تان را کاملا تحت تاثیر قرار دهد.
پس در هر کجای دنیا که زندگی می کنید گاهی باید به این تجربیات دقیق شوید چون شاید صدای زنگ هشداری در ذهنتان بلند شود که بتواند آینده شما را تغییر بدهد و این تغییر هیچ چیز جز یک ابراز رضایت از ته دل بابت زندگی گذشته نیست. هم اینکه در سالمندی بگویید اگر باز هم متولد میشدم همینطور زندگی می کردم کافیست
راهکارها همین جا هستند:
۱- انتخاب شغل
شغل شما باید پاداشی درونی برای روح و روانتان به ارمغان بیاورد. بیشترین نکته ای که افراد سالمند درباره آن طی این تحقیق صحبت می کردند همین موضوع بود: سراغ شغلی بروید که دوستش دارید. آنها همگی بر این عقیده بودند که اگر شما شغلی را انتخاب کنید که حتی درآمدش کمتر باشد اما دوستش داشته باشید باید برایتان در اولویت قرار بگیرد. وگرنه سراغ شغل هایی خواهید رفت که ناخودآگاه تمام طول هفته را منتظر آخر هفته ها و تعطیلات هستید.
نکته: می دانید یعنی چه؟ یعنی اینکه شما باید شغلتان را بخشی از زندگی تان بدانید. با آن زندگی کنید و از آن لذت ببرید. پس دنبال شغلی بروید که با آن زندگی کنید نه اینکه در زندگی تان آن را تحمل کنید.
۲- بگویید :”بله”
همه ما تجربه داشتن دوستان و همکارانی را داشته ایم که در زمینه کاری خود باریکترین خط فکری را گرفته اند و جلو رفته اند بدون اینکه میلیمتری از این مسیر تنگ منحرف شوند. شاید شعار آنها این باشد که “کوچک فکر کنیم”.
شاید خودشان ندادند اما آنها در سوله های تنگ و تاریک فکری خود گیر افتاده اند ، در چهار دیواری محل کارشان محبوس شده اند ، در همان اتاقک هایی که حتی پنجره هایش را رو به هوای آزاد باز نمی کنند. در واقع موضوع این است که آنها نمی خواهند از حاشیه امنیتی که برای خودشان درست کرده اند بیرون بیایند.
این روش یک اشتباه بزرگ است. شما باید در کارتان انواع چالش ها را در موقعیت های مختلف تجربه کنید و تا جایی که ممکن است به این چالش ها و مواجه شدن با آنها “بله” بگویید.
در همین تحقیقات یکی از بیشترین افسوس ها بابت موقعیت هایی بوده است که پشت در خانه افراد آمده اند ، در زده اند اما کسی در را به روی آنها بازنکرده و حالا بعد از سال ها صرفا افسوس است که از همه آن فرصت ها باقی مانده. فرصت هایی پر از چالش که از ترس همین چالش ها سوخت شده اند.
۳- درباره توانایی های اجتماعی تان فکر کنید
اگر می خواهید درباره زندگی تان در دوران میانسالی و سالمندی احساس خوبی داشته باشید باید توانایی های اجتماعی خود را ارتقا بدهید. افراد سالمند و میانسالی که در این تحقیق شرکت کرده اند از صدها شغل و موقعیت های کاری مختلف انتخاب شده اند. آنها آدم های زیادی را دیده اند که در کار خود موفق شده اند و در طرف دیگر افرادی را دیده اند که در همین زمینه شکست خورده و سقوط کرده اند.
چرا این همه تفاوت بین آدم ها وجود دارد؟ فرقی نمی کند شما چقدر با استعداد باشید ، مهم نیست شما چقدر درخشان باشید ، مهم این است که شما تا چه اندازه از مهارت های درونی برخوردار باشید. این مهارت درونی همان روابط اجتماعی و عمومی شما با دیگران تعریف می شود. همه افراد میانسالی که در این تحقیق تجربه خود را در اختیار دیگران قرار می دهند می گویند فرای شغل و حرفه ای که شما دارید و انرژی که برای کارتان خرج می کنید ، باید تلاش برابری را برای بالا بردن سطح روابط اجتماعی خود را با دیگران در برنامه زندگی تان بگنجانید.
در همین تحقیقات آن عده که هرگز در روزهای جوانی سراغ ساختن روابط اجتماعی بهتر نرفته اند ابراز پشیمانی کرده اند.
نکته: شاید این تجربیات امروز فقط برایتان مسائلی ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد اما ممکن است در روزهای پنجاه سالگی به بعد ورق برگردد و بابت جدی نگرفتن چنین مسائلی خودتان را سرزنش کنید. پس طوری زندگی کنید که دوران میانسالی و سالمندی وقتی یاد گذشته می افتید لبخندی از سر رضایت قلبی روی صورت تان نقش ببندد.
چگونه در محل کار دچار خواب آلودگی نشویم ؟

چگونه در محل کار دچار خواب آلودگی نشویم ؟

بنا بر تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۹ توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده صورت گرفت، نشان داده شد که تقریبا ۴۰ درصد از بزرگسالان این کشور در طول روز ناخواسته دچار خواب آلودگی می شوند.
در واقع این مرکز توصیف کرده که کمبود خواب در میان آمریکایی ها یک بیماری همه گیر عمومی و مدرن است. بنا به اعتقاد کارشناسان مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری های ایالات متحده خواب آلودگی و محرومیت از خواب می تواند ناشی از سندرم پای بی قرار، آپنه انسدادی خواب، حملات خواب و … باشد. چرت زدن در طول روز و در مکان ها و زمان های نامناسب نشان دهنده یک اختلال خواب جدی است و در صورت ادامه دار بودن نیاز به مراجعه به پزشک دارد چون عواقب جدی سلامت مانند ابتلا به بیماری های مزمن از جمله فشار خون بالا، دیابت، افسردگی، چاقی و سرطان را می تواند به دنبال داشته باشد.
آکادمی آمریکایی طب خواب اعلام کرده که اغلب بزرگسالان نیاز به هفت تا ۹ ساعت خواب شبانه با کیفیت دارند. در این میان برای جلوگیری از احساس خواب آلودگی در مکان های نامناسبی مانند محل کار چندین راهکار پیشنهاد شده است:

نوشیدنی مصرف کنید:
توجه داشته باشید که میزان بیش از اندازه کافئین هم موجب می شود که شما اندکی عصبانی شوید و آب بدن تان تبخیر شود. به علاوه باید در روز میزان کافی آب بنوشید. این عمل میزان آب بدن شما را تنظیم می کند، اشتهای کاذب به میان وعده های ناسالم را کاهش می هد و حس خواب آلودگی را نیز از میان می برد.

وعده ناهار را فراموش نکنید:
اجتناب از این وعده غذایی باعث ایجاد کسالت و خواب آلودگی در ظهر می شود. شما لازم نیست که هر روز یک وعده غذای کامل با انواع و اقسام پیش غذاها را بخورید، اما حداقل سعی کنید نهار را بر روی میز کار خود نخورید.

برای زمان های کوتاه استراحت کنید:
از سر جای خود بلند شوید، چرخی بزنید، عضلات پای خود را منبسط کنید و انگشتان دستتان را خم و راست کنید. اگر نمی توانید دفتر کار خود را ترک کنید، به عقب تکیه دهید و نفس عمیقی بکشید تا کاملا ریلکس شوید و میزان اکسیژن جذب شده تان را نیز افزایش دهید. کشش باعث می شود که سیستم گردش خون نیز بهبود یابد.

حرکت کنید:
در طول وقت نهار خود به باشگاه ورزشی بروید. در غیر این صورت برای راه رفتن به بیرون بروید، از پله استفاده کنید. اجازه دهید که خون در بدنتان به جریان افتد. این عمل متابولیسم بدن را تسریع می بخشد و از خواب آلودگی و کسالت نبز جلوگیری می کند.

بعد از ظهر چرت کوتاهی بزنید:
یک چرت ۱۵ دقیقه ای معجزه می کند. فقط توجه داشته باشید که خیلی دیر اقدام به چرت زدن نکنید چون خواب شبانه شما را می تواند مختل کند.

میان وعده های مناسب بخورید:
یک سیب یا مقداری ماست جزء میان وعده های فوری بی نظیر هستند. سعی کنید به صورت خود مقداری آب خنک بزنید تا رخوت از شما دور شود. گاهی اوقات حتی شستن دست ها نیز به شما کمک می کند تا احساس خستگی کمتری بکنید.

در محیط خنک کار کنید:
کار کردن در یک فضای سرد تر باعث می شود تا شما هشیار تر بمانید. اگر اطراف شما گرم باشد احتمال دارد که به خواب فرو روید.

۵ قدم خوب برای شروع روزی بهتر

۵ قدم خوب برای شروع روزی بهتر

صبح در فرهنگ ما جایگاه خاصی دارد. از ضرب المثل هایی که درباره صبح و یا اشاره هایی که به موضوع صبح و سحرخیزی داریم این مسئله هویداست.

” از دنده چپ بلند شده …” این اصطلاح را می شناسیم. چگونه شخصی که صبح خوب از خواب بلند نشده در ادامه روز نیز بد خلق است ؟ آنچه که در صبح انجام می دهیم، تا حد زیادی در شکل دهی کل روز ما نقش دارد. هنگامی که بعد از بارها زدن دکمه سکوت گوشی از رختخواب بیرون می آییم و برای آنچه پیش رو داریم برنامه ریزی نمی کنیم، با دست خودمان هرج و مرج را فرا می خوانیم و به احتمال زیاد هم بی نظمی به سراغمان خواهد آمد.
شنیده ایم که افراد موفق حتی صبحشان را متفاوت از عموم مردم شروع می کنند اما این تفاوت به چه شکل است و آیا ما نیز می توانیم به مانند آن ها صبح های بهتری را شروع کنیم ؟
چند نمونه ساده از اقدامات مناسب برای ساختن صبح گاه بهتر را در ادامه با هم مرور کنیم:

۱- تخت تان را مرتب کنید
بسیار ساده بنظر می رسد و احتمالا چیزی است که مادرتان همیشه به شما یادآوری می کرد و من همیشه می گفتم که شب دوباره می خواهم بخوابم پس نیازی به ابن کار نیست و یا نهایتا از روی تنبلی از این کار در می رفتم، اما دلیلی دارد که مرتب کردن رختخواب تان در صبح، زمینه را برای موفقیت شما فراهم می کند. این عمل ساده سازماندهی صاف کردن ملحفه، مرتب کردن بالش ها، کشیدن رو تختی و ترک کردن اتاق خوابتان در یک وضعیت مرتب، مغز نیمه خواب و بسیار تاثیرپذیر شما را تشویق می کند که نظم و ترتیب و آرامش را کسب کند. آرامش بیشتر، برابر است با استرس کمتر و استرس کمتر یعنی خلق و خوی بهتر، بهره وری بیشتر و در نتیجه یک روز بهتر.

۲- به بدنتان آبرسانی کنید
سلولهای بدن ما بمدت چند ساعت، بدون آب بوده اند بنابراین نوشیدن آب قبل از مصرف هر ماده دیگری (اعم از چای و قهوه) کلید آماده کردن دستگاه گوارش ما برای فعالیت موثر در طول روز است. اگر این کار را بطور خودکار انجام دهیم، یک راه آسان برای آبرسانی مجدد به بدنمان پیدا کرده ایم. بعلاوه اگر در تمام صبح، کم کم آب بنوشیم، ممکن است در پایان، ۲ لیوان از ۸ لیوان آب توصیه شده برای روز را مصرف کرده باشیم. سعی کنید اولین کاری که انجام می دهید، یک آبرسانی حسابی به بدنتان باشد. مصرف مناسب و کافی آب طراوت و شادابی را برای ما به ارمغان می آورد.

۳- برای روز برنامه ریزی کنیم
یک لیست ساده از سه کار مهمی که دوست داریم در کوتاه مدت مثلا قبل از ظهر یا قبل از پایان روز به انجام برسانیم، می تواند از نظر کمک کردن به ما برای پیشرفت آرام در طول روز، بسیار مفید باشد. نوشتن آن بر روی کاغذ یا وارد کردن آن در تلفن مان، استرس بخاطر سپردن را برطرف می کند و می تواند بعنوان یک یادآوری مفید از اهدافمان بکار برود.
حتی اگر آن کار، خرید مایحتاج منزل، گرفتن لباس از خشکشویی، و یا پختن یک کیک در منزل باشد، انجام چند کار کوچک برای آنکه طبق برنامه جلو برویم، موجب مدیریت بهتر زمان در تمام طول روز خواهد شد. به قول معروف، کسانی که موفق به برنامه ریزی نمی شوند، برای شکست برنامه ریزی می کنند. بنابراین کارهای بزرگ (مهم) را در الویت قرار دهیم تا بقیه روزمان، بسیار راحت تر ادامه یابد.

۴- آهنگی که دوست دارید را بگذارید
صرفنظر از برنامه های صبحگاهی تان، یک تراک صوتی از آهنگهای انرژی زا و نشاط بخش به آماده کردن ذهن شما برای مثبت بودن در تمام طول روز کمک خواهد کرد. هر آهنگی که شادتان می کند را انتخاب کنید و قبل از خارج شدن از خانه، از آن برای موفقیت در کارهایی که باید انجام دهید، استفاده نمایید. یک موسیقی خوب، یک مسیر رفت و آمد طولانی را کمتر استرس آور می کند.

۵- حرکت کنید
مسلما دوست نداریم کرخت و بی انرژی روز را شروع کنیم. تجربه کرده ایم که صبح از خواب بلند شده ایم و با مشقت فراوان پس از خوردن یک لیوان چای به محل کار رفنه ایم و با اینکه چند ساعتی مشغول به کار هستیم هنوز حس می کنیم بی انرژی هستیم. سستی و کرختی همچنان در وجود ما مهمان هستند پس برای جلوگیری از این وضعیت زمانی را در صبح به حرکت دادن بدنتان اختصاص دهید. هر چه که باشد کشش ملایم، بردن سگتان برای هواخوری، رفتن به کراس فیت شروع کردن روزتان با تحرک، متابولیسم شما را افزایش می دهد و سطح انرژی شما را برای روز، بالا می برد. بعلاوه، اگر در اوایل روز یک کار مثبت برای بدنتان انجام داده باشید، بیشتر احتمال دارد که انتخابهای غذایی بهتر انجام دهید.
شما برای انجام آن تمرین عالی، وقت پیدا خواهید کرد (بهانه آوردن قبل از انجام هر کار دیگری در صبح، سخت تر است) و تا چندین ساعت پس از آن، از فوایدش بهره مند خواهید شد. این، یک پیروزی تمام عیار است.

جمعه سیاه – مشکی رنگ عشقه !!!

جمعه سیاه – مشکی رنگ عشقه !!!

شهروندان خارج از ایران قطعا با واژه Black Friday یا جمعه سیاه آشنا هستند. نامی که در داخل کشور ما چندان شناخته شده نیست البته در سالیان اخیر شرایط متفاوت گشته است. در این پست درباره این روز صحبت خواهیم کرد و اینکه چه اثری بر روی بازار خواهد داشت و آیا روزی چنین مناسبتی را به شکل واقعی اش در ایران خواهیم داشت؟

جمعه سیاه معنایش چیست ؟!
در اصل Black Friday یا جمعه سیاه اصطلاحا روزی است که مردم امریکا بعد از روز شکرگذاری یا Thanksgiving که آخرین پنجشنبه ماه نوامبر است، نامگذاری کرده اند. این روز سرآغاز خریدهای کریسمس بوده ( شبیه به خریدهای نزدیک به پایان سال و عید ما ) و روز تعطیلی نیست اما با توجه به سنت هایی که کشورهای آمریکای شمالی از قبل داشته اند، کارمندان ادارات این اجازه را پیدا می کنند که در این روز به خریدهای خود بپردازند. بسیاری از افراد از ساعات اولیه صبح منتظر در جلوی فروشگاه ها می مانند تا به محض آغاز به کار فروشگاه ها خریدهای خود را انجام داده و تا قبل از پایان شب تمامی وسایل لازم را خریداری کنند.

حالا چرا جمعه سیاه و مثلا قرمز نه؟
دلایل مختلفی برای این امر مطرح می شود. یکی از دلایلی که از آن نام می برند مربوط به پلیس آمریکاست. سازمان پلیس فیلادلفیا در دهه ۱۹۵۰ تا دهه ۶۰ در توصیفی از روز ازدحام و ترافیک غیرقابل کنترل مربوط به حراج های پس از روز شکرگذاری از این اصطلاح استفاده کرد. پلیس که مسئولیت کاری دشوار و وقت گیری در کنترل و رتق و فتق ترافیک و درگیری های ناشی از ازدحام و یورش مردم به فروشگاه ها و خیابان ها برای خرید داشت، جمعه پس از روز شکرگذاری جز دردسر و سیاهی و سردرد ارمغانی  برایش نداشت و به همین خاطر نام«جمعه سیاه» را به این روز اختصاص داد. پس از آن نیز نخستین بار در سال ۱۹۶۶ فروشگاهی واقع در فیلادلفیا که به کلکسیون ¬دارها تمبر می فروخت از این عنوان برای تبلیغات استفاده کرد.
دلایل دیگری نیز در این باره مطرح است. فروشگاه ها و مغازه ها برنامه ریزی دارند که بر مبنای آن  کلاهای خود را از اول سال می فروشند و به زمانی از سال که می رسند دیگر هر چه بفروشند، فقط برایشان سود حساب می شود.انها در این روز خط قرمز فروش را رد کرده اند و وارد خط سیاه شده اند. اسم بلک فرایدی(جمعه سیاه) از این تئوری گرفته شده است. یعنی فروشگاه ها و خرده فروش ها تا نوامبر فروش کرده اند و وارد سود خالص شده اند. چون در ۱۱ ماه قبل فروشندگان دغدغه فروش را پشت سر گذاشته اند به همین دلیل حراج های فوق العاده با تخفیف های ۱۰ درصد تا ۸۰ درصد برگزار می شود.این فروش تا روز کریسمس سود خالص حساب می شود.

طبق گزارشات، طی چهار روز در حراج بلک فرایدی در سال ۲۰۱۴ پنجاه میلیارد و۹۰۰ میلیون دلار خرید در جمعه سیاه انجام شده که البته این رقم حدود ۱۱ درصد کمتر از سال قبل بوده است.

با این تفاسیر دلیل مشهور شدن این روز چیست؟
در Black Friday اجناس فروشگاه ها تخفیف های عمده ای می خورند. برای مثال شما می توانید یک سینمای خانگی را با نصف قیمت روز قبل خریداری کنید. این تخفیف هم شامل وسایل الکترونیکی و هم غیر الکترونیکی است.  از نظر روانشناسی و علم بازاریابی تکنیک هایی که فروشنده ها در این روز به کار می برند باعث می شود آن ها فروش فوق العاده ای داشته باشند.

فروشنده ها با فروش بسته های کالا یا Bundle، خریداران را به خرید کالاهایی غیرجذاب نیز تشویق می کنند. برای مثال در یک بسته شامل ۵ کالا، سه کالا مورد نظر خریدار بوده و با توجه به اینکه این بسته شامل تخفیف ۵۰ درصدی می شود، خریدار ترجیح می دهد آن را تهیه کرده و در نتیجه دو کالایی که ممکن است فروش کمتری داشته باشد در این وضعیت به فروش می رسد.
به واسطه فروش فوری که در این روز ایجاد می شود به خریداران این حس القا می گردد که باید به سرعت خرید خود را انجام داده و اگر این کار را نکنند چیزی را از دست می دهند. این سبک از بازاریابی را  شاید در بسیاری از شعارهای تبلیغاتی دیده اید که به شما می گویند تنها ۵ روز برای شرکت در مسابقه فرصت دارید یا تنها تعداد محدودی از این جنس باقی مانده و شما فرصت کمی برای خرید آن دارید. این سبک از بازاریابی باعث ایجاد یک نوع هیجان در خریدار شده و وی را ترغیب به خرید محصول می کند. این خاصیت در Black Friday به خوبی دیده می شود، چون خریدار تنها از صبح تا قبل از شب فرصت خرید داشته و این فرصت محدود به وی القا می کند که حتما باید خریدی را انجام داده در غیر اینصورت ضرر می کند. شاید اگر به جای Black Friday یک هفته این اتفاق می افتاد صف های فروشگاه ها و خرید افراد اینقدر زیاد نمی شد.

جمعه سیاه به طور معمول شلوغ ترین روز خرید از سال ۲۰۰۵ به بعد لقب گرفته است.

اما با توجه به اینکه بسیاری از فروشگاه ها در این روز با تخفیف بسیار محصولات خود را عرضه می کنند، رقابت نقش مهمی را ایفا می کند. در اینجا بحث احترام به مشتری مطرح می شود. مشتری ترجیح می دهد از فروشگاهی خرید خود را انجام دهد که ارزش افزوده ای حتی کوچک در اختیار وی قرار گیرد. دادن اشانتیون رایگان محصولات یا حتی دادن یک لیوان قهوه به مشتری می تواند به وی حس خوبی القا کرده و سبب شود از همان فروشگاه خریدهای خود را انجام دهد. در فروشگاه های اینترنتی نیز سعی می کنند با دادن گیفت کارت های جانبی در کنار خریدهای با تخفیف، مزیت رقابتی نسبت به فروشگاه های مشابه ایجاد کنند.

جمعه سیاه وطنی
این رسم که از آمریکای شمالی آغاز شد امروزه در بسیاری از بخش های دنیا رایج گشته و کاربران چه به صورت فیزیکی و یا چه صورت مجازی می توانند خریدهای خود را با تخفیف انجام دهند. اما تا به حال چنین رسمی در ایران نبوده و عموما روز مشخصی جهت عرضه با تخفیف کالاها در نظر گرفته نشده است. البته ۲ سالی می شود که فروشگاه های اینترنتی ایرانی نیز به این سمت حرکت کرده اند هر چند هنوز درصد حراج و اجناس مورد فروش در این روز با سایر کشورها خیلی فاصله دارد اما تلاش هایی از سوی این فروشگاه ها صورت گرفته.