جمعه سیاه – مشکی رنگ عشقه !!!

جمعه سیاه – مشکی رنگ عشقه !!!

شهروندان خارج از ایران قطعا با واژه Black Friday یا جمعه سیاه آشنا هستند. نامی که در داخل کشور ما چندان شناخته شده نیست البته در سالیان اخیر شرایط متفاوت گشته است. در این پست درباره این روز صحبت خواهیم کرد و اینکه چه اثری بر روی بازار خواهد داشت و آیا روزی چنین مناسبتی را به شکل واقعی اش در ایران خواهیم داشت؟

جمعه سیاه معنایش چیست ؟!
در اصل Black Friday یا جمعه سیاه اصطلاحا روزی است که مردم امریکا بعد از روز شکرگذاری یا Thanksgiving که آخرین پنجشنبه ماه نوامبر است، نامگذاری کرده اند. این روز سرآغاز خریدهای کریسمس بوده ( شبیه به خریدهای نزدیک به پایان سال و عید ما ) و روز تعطیلی نیست اما با توجه به سنت هایی که کشورهای آمریکای شمالی از قبل داشته اند، کارمندان ادارات این اجازه را پیدا می کنند که در این روز به خریدهای خود بپردازند. بسیاری از افراد از ساعات اولیه صبح منتظر در جلوی فروشگاه ها می مانند تا به محض آغاز به کار فروشگاه ها خریدهای خود را انجام داده و تا قبل از پایان شب تمامی وسایل لازم را خریداری کنند.

حالا چرا جمعه سیاه و مثلا قرمز نه؟
دلایل مختلفی برای این امر مطرح می شود. یکی از دلایلی که از آن نام می برند مربوط به پلیس آمریکاست. سازمان پلیس فیلادلفیا در دهه ۱۹۵۰ تا دهه ۶۰ در توصیفی از روز ازدحام و ترافیک غیرقابل کنترل مربوط به حراج های پس از روز شکرگذاری از این اصطلاح استفاده کرد. پلیس که مسئولیت کاری دشوار و وقت گیری در کنترل و رتق و فتق ترافیک و درگیری های ناشی از ازدحام و یورش مردم به فروشگاه ها و خیابان ها برای خرید داشت، جمعه پس از روز شکرگذاری جز دردسر و سیاهی و سردرد ارمغانی  برایش نداشت و به همین خاطر نام«جمعه سیاه» را به این روز اختصاص داد. پس از آن نیز نخستین بار در سال ۱۹۶۶ فروشگاهی واقع در فیلادلفیا که به کلکسیون ¬دارها تمبر می فروخت از این عنوان برای تبلیغات استفاده کرد.
دلایل دیگری نیز در این باره مطرح است. فروشگاه ها و مغازه ها برنامه ریزی دارند که بر مبنای آن  کلاهای خود را از اول سال می فروشند و به زمانی از سال که می رسند دیگر هر چه بفروشند، فقط برایشان سود حساب می شود.انها در این روز خط قرمز فروش را رد کرده اند و وارد خط سیاه شده اند. اسم بلک فرایدی(جمعه سیاه) از این تئوری گرفته شده است. یعنی فروشگاه ها و خرده فروش ها تا نوامبر فروش کرده اند و وارد سود خالص شده اند. چون در ۱۱ ماه قبل فروشندگان دغدغه فروش را پشت سر گذاشته اند به همین دلیل حراج های فوق العاده با تخفیف های ۱۰ درصد تا ۸۰ درصد برگزار می شود.این فروش تا روز کریسمس سود خالص حساب می شود.

طبق گزارشات، طی چهار روز در حراج بلک فرایدی در سال ۲۰۱۴ پنجاه میلیارد و۹۰۰ میلیون دلار خرید در جمعه سیاه انجام شده که البته این رقم حدود ۱۱ درصد کمتر از سال قبل بوده است.

با این تفاسیر دلیل مشهور شدن این روز چیست؟
در Black Friday اجناس فروشگاه ها تخفیف های عمده ای می خورند. برای مثال شما می توانید یک سینمای خانگی را با نصف قیمت روز قبل خریداری کنید. این تخفیف هم شامل وسایل الکترونیکی و هم غیر الکترونیکی است.  از نظر روانشناسی و علم بازاریابی تکنیک هایی که فروشنده ها در این روز به کار می برند باعث می شود آن ها فروش فوق العاده ای داشته باشند.

فروشنده ها با فروش بسته های کالا یا Bundle، خریداران را به خرید کالاهایی غیرجذاب نیز تشویق می کنند. برای مثال در یک بسته شامل ۵ کالا، سه کالا مورد نظر خریدار بوده و با توجه به اینکه این بسته شامل تخفیف ۵۰ درصدی می شود، خریدار ترجیح می دهد آن را تهیه کرده و در نتیجه دو کالایی که ممکن است فروش کمتری داشته باشد در این وضعیت به فروش می رسد.
به واسطه فروش فوری که در این روز ایجاد می شود به خریداران این حس القا می گردد که باید به سرعت خرید خود را انجام داده و اگر این کار را نکنند چیزی را از دست می دهند. این سبک از بازاریابی را  شاید در بسیاری از شعارهای تبلیغاتی دیده اید که به شما می گویند تنها ۵ روز برای شرکت در مسابقه فرصت دارید یا تنها تعداد محدودی از این جنس باقی مانده و شما فرصت کمی برای خرید آن دارید. این سبک از بازاریابی باعث ایجاد یک نوع هیجان در خریدار شده و وی را ترغیب به خرید محصول می کند. این خاصیت در Black Friday به خوبی دیده می شود، چون خریدار تنها از صبح تا قبل از شب فرصت خرید داشته و این فرصت محدود به وی القا می کند که حتما باید خریدی را انجام داده در غیر اینصورت ضرر می کند. شاید اگر به جای Black Friday یک هفته این اتفاق می افتاد صف های فروشگاه ها و خرید افراد اینقدر زیاد نمی شد.

جمعه سیاه به طور معمول شلوغ ترین روز خرید از سال ۲۰۰۵ به بعد لقب گرفته است.

اما با توجه به اینکه بسیاری از فروشگاه ها در این روز با تخفیف بسیار محصولات خود را عرضه می کنند، رقابت نقش مهمی را ایفا می کند. در اینجا بحث احترام به مشتری مطرح می شود. مشتری ترجیح می دهد از فروشگاهی خرید خود را انجام دهد که ارزش افزوده ای حتی کوچک در اختیار وی قرار گیرد. دادن اشانتیون رایگان محصولات یا حتی دادن یک لیوان قهوه به مشتری می تواند به وی حس خوبی القا کرده و سبب شود از همان فروشگاه خریدهای خود را انجام دهد. در فروشگاه های اینترنتی نیز سعی می کنند با دادن گیفت کارت های جانبی در کنار خریدهای با تخفیف، مزیت رقابتی نسبت به فروشگاه های مشابه ایجاد کنند.

جمعه سیاه وطنی
این رسم که از آمریکای شمالی آغاز شد امروزه در بسیاری از بخش های دنیا رایج گشته و کاربران چه به صورت فیزیکی و یا چه صورت مجازی می توانند خریدهای خود را با تخفیف انجام دهند. اما تا به حال چنین رسمی در ایران نبوده و عموما روز مشخصی جهت عرضه با تخفیف کالاها در نظر گرفته نشده است. البته ۲ سالی می شود که فروشگاه های اینترنتی ایرانی نیز به این سمت حرکت کرده اند هر چند هنوز درصد حراج و اجناس مورد فروش در این روز با سایر کشورها خیلی فاصله دارد اما تلاش هایی از سوی این فروشگاه ها صورت گرفته.

۴ تعریف از موفقیت که هیچ وقت عمیقا راضیتان نخواهد کرد

۴ تعریف از موفقیت که هیچ وقت عمیقا راضیتان نخواهد کرد

همه ما تعریف خودمان را از موفقیت داریم، مگر نه ؟
برای بعضی به معنای کارکردن برای خودشان است، ساختن یک کسب و کار، مسافرت، مهاجرت به یک کشور دیگر و یا مهارت و استادی در حرفه و صنعتی خاص. بسیار خوب است که برای طراحی و ساختن اهداف و رویاهایمان ابتدا تعریفی از موفقیت داشته باشیم.
اما بعضی از این تعاریف ما از موفقیت، باعث می شود که واقعا و عمیقا رضایت و لذت نبریم و اگر هم رضایتی حاصل شود موقت و گذرا باشد.
۴ مورد از رایج ترین این تعاریف که باعث عدم رضایت و لذت بردن واقعی حتی از رسیدن ما به آن هدف می شود را بررسی می کنیم :
۱٫ بدست آوردن ثروت هنگفت
” دنیا را بدست نیاور در حالی که روحت را از دست می دهی، خرد بهتر از طلا و نقره است – باب مارلی”
همه ما دلمان می خواهد ثروتمند باشیم، مگر نه ؟ حداقل در دوران جوانی که درباره زندگی و لذت های واقعی آن کمتر می دانیم که این گونه بوده.
فکر می کنید چه تعداد از میلیاردهای دنیا هدفشان در زندگی کسب میلیونی دلارها و کسب ثروت بوده ؟! تقریبا هیچ کدامشان. آن ها میلیاردر شدند اما قصد واقعی شان این امر نبوده. آن ها می خواستند دنیا را تغییر بدهند. ان ها می خواستند تا با زندگی مردم درهم آمیخته باشند.
Mark Zuckerberg با ساختن فیس بوک دنیا را به متصل کرد. Jeff Bezos تلاش کرد تا بزرگترین و ساده ترین شرکت تجارت الکترونیک را بنا کند و از این تلاش او Amazon متولد گردید. این افراد هدفی بزرگ داشتنه اند و به آن نیز رسیدند، و یکی از پیامدهای رسیدن به هدفشان ثروت بود و نه خود هدف. صرف کسب ثروت به عنوان هدف شما را در مسیر کسب رضایت پایدار قرار نمی دهد.

۲٫ پیدا کردن دوستان زیاد و شهرت
” هیچ کس از تنهایی خوشش نمی آید. اما از مسیرم خارج نمی شوم تا دوست پیدا کنم چون این کار تنها باعث ناامیدی خواهد شد – هاروکی موراکامی”
دوست داشته شدن و محبوب بودن نزد دیگران موضوعی است که مورد علاقه همه افراد است. اما همین اصل ساده و بدیهی می تواند صدمات جدی و بزرگی به زندگی ما وارد کند که انتظار آن را نداریم. هنگامی که شما سعی می کنید دوستی های زیادی را بنا کنید، مشکلاتی برایتان پیش خواهد آمد:
• معمولا از مسیرتان خارج می شوید تا کارهایی را برای کسانی انجام دهید که به وقت منافعشان از شما عبور می کنند.
• معمولا سعی می کنید همه را از خود خشنود کنید، این امر باعث پراکنده و پرت شدن حواس شما به افراد و موضوعات مختلف می شود در نتیجه شما برای دوستان واقعی تان وقت و انرژی کمتری خواهید داشت و باعث ذوری شما از آن ها می شود.
• شما روابط محکم و قدرتمندی را پدید نمی آورید با اشخاص کم بلکه با نفرات بیشتری در حد آشنایی ارتباط خواهید داشت که در زمان نیاز شما به کمک تلاش جدی برای شما انجام نمی دهند.
اهداف شما نباید به دنبال کسب تعداد زیادی آشنا و دوست باشد بلکه منجر به ایجاد روابط و دوستی هایی محکم و ناگسستنی با نفراتی محدود شود.

۳٫ بازنشستگی در سن پایین تر
” اگر آن چه را که انجام می دهید دوست داشته باشید، شما هیچ گاه در زندگی تان کار نخواهید کرد – مارک آنتونی”
بسیاری از مردم آرزو می کنند تا در سنین ۳۰ یا ۴۰ بازنشست شوند، خیلی رودتر از موعد معمول. این امر امکان پذیر است. اما مسئله این است که شما اگر کاری را که انجام می دهید عاشقش باشید، به هیچ عنوان دوست ندارید از انجام دادن آن دست بکشید.
به افرادی مانند Warren Buffett نگاه کنید. او ۸۶ سال سن دارد و همچنان به کار کردن ادامه می دهد چون عاشق کارش است. یکی از ثروتمندترین افراد جهان است و به راحتی می توانست ۳۰ سال پیش بازنشست شود و از پول هایش استفاده کند اما، او عاشق کاری است که انجام می دهد.
بنابراین بازنشست شدن به عنوان هدف به این معناست که شما از آن چه که انجام می دهید لذت نمی برید. شما به سادگی بهترین سال های زندگی تان را می فروشید تا بعدها آزاد زندگی کنید.
۴٫ کسب مادیات
همیشه حرص داشتم همه چیز را در زندگی ام بهبود ببخشم، حتی بیش از خودم. تلویزیون خانه ام، ماشین، لباس ها، موبایلم و هر آنچه که در اطرافم از آن استفاده می کنم. من در دوره ای بزرگ شدم که تکنولوژی روندی را شروع کرده بود و به سرعت در حال نوآوری و پیشرفت بود. موبایل های اندازه آجر نوکیا تبدیل به موبایل های با صفحه نمایش رنگی شد، سپس موبایل های تاشو، کشویی و در نهایت صفحات لمسی همه در یک بازه ۱۲ ساله اتفاق افتاد.
کم کم به این حقیقت پی بردم که بسیاری از وسایلی که در زندگی به آن دست پیدا می کنیم با گذر زمان کم رنگ می شوند. ممکن است شما وسایلی را در زندگی داشته باشید که برای شما ارزش معنوی داشته باشند اما در ۹۰ درصد مواقع وسایلی که می‌خرید به سرعت عنوان به روز بودنشان را از دست می دهند و یا در اصطلاح از مد می افتند.
در صورت هدف بودن خرید ماشین مورد علاقه‌تان و یا گجت های فوق العاده که شرکت‌های تکنولوژی معرفی می کنند حتی در صورت خریدن آن ها نیزحس رضایت و لذت آن ماندگار نیست.  چند سال بعد اموالتان جامه کهنه شدن می‌پوشند و چیزهایی بهتر آمده.
آلبرت اینشتین سخن معروفی دارد:
” اگر واقعا می خواهی شاد زندگی کنی، باید زندگی ات را به هدفی گره بزنی، نه به افراد و دیگر چیزها. این تعریف درست موفقیت است”
شما چه تجربه‌ای در این باره دارید؟ افراد و جامعه اطراف شما چه تعریفی از موفقیت دارند؟
۵ قدم برای بهبود طرز فکر در ۲۰ دقیقه

۵ قدم برای بهبود طرز فکر در ۲۰ دقیقه

طرز فکر مجموعه ای از رفتار و نحوه برخورد شخص است.  تحقیقات و پژوهش های محققین نشان از آن دارد که تلاش و سخت کوشی برای رشد و موفقیت بسیار مهم تر از هوش و استعداد است. زمانی که ما طرز تفکرمان را برای رشد و تعالی عوض کنیم راه و مسیر زندگی مان را نیز تغییر خواهیم داد.

با برداشتن این قدم های کوچک به صورت روزانه، راحت و سریع تمرکز و طرز فکرتان را بهبود ببخشید.

 

۱. تنفس ( ۵ دقیقه )

مطالعات نشان می دهد تنها چند دقیقه آرامش در روز می تواند ذهن ما را باز کرده و آن را برای خلاقانه ترین ایده های ما آماده کند.در نقطه ای آرام و ساکت بنشینید و یا بایستید. حالا ذهنتان را آرام کنید، مکانی را تصور کنید که در آن در آرامش هستید مانند یک ساحل و یا کوهستان. آرام نفس عمیق بکشید و به صحنه ای که مجسم کرده اید فکر کنید. چنانچه افکار مزاحم مثل موضوعات مربوط به پروژه و یا شغلاتان، مسائل مالی و … به سراغتان آمدند به آن ها توجه نکنید ( فکر نکنید ) و دوباره به صحنه های که تجسم کرده بودید برگردید. روزانه ۵ الی ۱۰ دقیقه در آرامش، نفس عمیق کشیدن کمک می کند در شرایطی که سطح استرس بالا رفته بتوانیم خودمان را دوباره در مسیر قرار داده و باز یابیم تا با ذهنی باز آماده راه حل های بهتر برای مواجه شدن با موضوعات باشیم.

 

۲. مراقب افکارمان باشیم ( ۵ دقیقه )

شاید تا به حال برایمان پیش آمده که صبح از خواب بیدار شده ایم، در حالی که هوا کثیف است گفته باشیم ” امروز روز بدی است “. اگر نگوییم همیشه اما در اکثر مواقع نیز روز به همان شکل که فکر می کردیم سپری می شود. افکار ما قدرتمند هستند. فکر ما احساسی را می سازد که ما را به سمت کارها و رفتارهایی سوق می دهد که تعیین کننده خواهد بود که روز خوبی را سپری کنیم و یا خیر. آموختن این نکته که ما نوع افکارمان را انتخاب می کنیم، یکی از مهم ترین درس هایی است که می توانیم در زندگی بیاموزیم. ۵ دقیقه زمان گذاشتن برای مطمئن شدن از مثبت و درست بودن افکارمان باعث خواهد شد تا طرز فکر مثبت و درستی را داشته باشیم.

 

۳. لیست کردن توانمندی ها ( ۳ دقیقه )

تایمر را تنظیم کنید و شروع کنید به نوشتن ۵ مورد از توانمندی هایتان . تجربه نشان می دهد که این کار انرژی مثبت را به سمت ما سوق خواهد داد و باعث می شود حس بهتر، خواب بهتر و حتی سیستم ایمنی بدنی بهتری را داشته باشیم. سعی کنید هر روز لیست جدید و متفاوتی را بنویسید و در پایان هفته شما لیستی بلند بالا از توانمندی هایتان در عرصه های مختلف را خواهید دید که با انرژی که دریافت می کنید بهره وری تان بهبود و افکار مثبت و بهتری نیز خواهید داشت. البته فراموش نکنید که این لیست فقط برای شما است، پس با خودتان صادق باشید و واقعا توانمندی هایتان را بنویسید !!!

 

۴. تعیین هدف روزانه ( ۵ دقیقه )

هر صبح هدفی را برای خودتان مشخص کنید که چگونه روزتان به پایان برسد. چه کارهایی انجام خواهید داد تا حس بهتری را در پایان تجربه کنید؟ در ارتباط هایتان چه حسی دارید و برای پیشرفت چه راه حل هایی به ذهنتان می رسد. قرار نیست نقشه های پیچیده طراحی کنیم ، صرفا فکر کنیم که چه می خواهیم و برای دست یافتن به آن چه باید کرد.

 

۵. نویزها را خاموش کنیم ( ۲ دقیقه )

فقط یک امروز، در شروع روز چیز دیگری برای گوش دادن  پیدا کنید. در مسیر کارتان معمولا اخبار گوش می دهید ( هیچ وقت مثبت نیست )، با تلفن حرف می زنید و یا شبکه های اجتماعی را چک می کنید. حال از امروز به جای کارهای سابق به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید، سخنرانی که قبلا ضبط کرده اید را گوش دهید و یا به محیط اطرافتان نگاهی بیاندازید که چه اتفاقاتی در جریان است. یک هفته به این کار ادامه دهید و خواهید دید که زمانی که به محل کارتان می رسید بسیار خونسرد تر، مثبت و فکر آرام تری دارید.

با صرف ۲۰ دقیقه در ابتدای هر روز می توانید خودتان را در مسیر طرز فکری مثبت قرار دهید. با ۲ هفته انجام این تمرین ها مشاهده خواهید کرد که بهره وری تان تفاوت چشم گیری خواهد کرد.

 

۱۰ نکته ساده تا همیشه موفق باشید

۱۰ نکته ساده تا همیشه موفق باشید

رسیدن به بزرگترین هدف و آرزوهایتان اتفاقی نیست. ” متفاوت فکر کن ” جمله معروف اپل و استیو جابز. به راستی افراد موفق، نه تنها متفاوت فکر می کنند، بلکه متفاوت عمل می کنند و کاملا خودشان را از افراد ناموفق به واسطه راه ممتازی که پیش می گیرند، متمایز می کنند.

افراد موفق همگی صفات و خصیصه های ویژه ای دارند. حقیقت این است که موفق بودن دور از دسترس نیست اگر بیاموزید که افراد موفق چگونه رفتار و عمل می کنند. البته که منظورمان از رفتار و اعمال، اختراعات یا نو آوری ها و … این قبیل افراد نیست، موضوع صحبت امروزمان درباره نکات و کارهای کوچکی است ، که شما هر روز می توانید انجام دهید تا به اهدافتان برسید.

ده نکته ای که افراد موفق روزانه انجام می دهند :

۱٫ کوشیدن برای ثبات

priorities

افراد موفق بر روی رسیدن به هدف تمرکز می کنند و برای این امر یک برنامه ریزی با ثبات انجام می دهند. یک برنامه ریزی درست به افراد کمک می کند تا اولویت ها و وظایف مهم تر را دیده و برای زودتر انجام دادن در بالای لیست قرار دهند.

۲٫ اهداف روزانه

to do list

آقای Kenneth Chenault مدیر عامل American Express می گوید که یک نقشه با جزییات برای هر روزش دارد و این اتفاق، امروز با نوشتن ۳ کاری که می خواهد فردا انجام شود افتاده است. افراد موفق نسبت به اهدافشان اشراف کامل دارند و داشتن یک لیست روزانه کمک شان می کند به این خواسته برسند.

۳٫ پرورش روابط مناسب

پرورش روابط مناسب

آقای Seth Godin در کتابش به نام ” قبیله ها ” توضیح می دهد که همه جا گروه هایی هستند که تشنه ارتباط، مفاهیم و تغییرات هستند. افراد موفق به دنبال حمایت و یافتن افرادی هستند که خردمندانه با آن ها ارتباط داشته باشند. ارتباط هایتان، دوستان و همراهانتان را بشناسید و رشد گروهتان را نظاره گر باشید. در این باره حتی عنوان می شود که هر شخص میانگین ۵ دوست نزدیکش هست، دوستان شما چه کسانی هستند؟!

۴٫ نمایانگر هوش هیجانی بالا

ًٍEQ

افراد با هوش هیجانی بالا پیوسته به دنبال راهی هستند تا نسبت به محیط اطرافشان ارزش آفرین باشند. این خصوصیت به آن ها کمک می کند تا همواره پیشرو فکر کنند و راهکار برای حل مشکلات پیدا کنند. بنا یه گفته استیو جابز “خلاقیت ” فقط رابط بین چیزهای دیگر است. وقتی شما از افراد خلاق می پرسید چطور کاری را انجام داده اند، آنها حس گناه خواهند کرد چرا که در واقع آن ها کاری انجام نداده اند، تنها چیزی را دیده اند که شاید از نظر بقیه پنهان مانده بوده.

۵٫ عمل گرا بودن

successful

افراد موفق عمل می کنند. هیچ مشکل و مساله ای تا زمانی که اقدامی انجام ندهید حل نخواهد شد. اسیر و غرق در مشکل نشوید. کسی که تلاش نکند و عمل گرا نباشد در مشکلات غرق خواهد شد. تلاش کنید و راهی رو به جلو برای رسیدن به اهداف پیدا کنید.

۶٫ مثبت بودن

Steps-to-Success

خیلی اوقات برایمان پیش آمده که حرفی زده ایم که کسی به ما گفته انرژی منفی نباش !!! بله حتی حرف زدن می تواند انگیزه و اعتماد به نفس را در فرد تقویت کند. نه تنها صحبت با دیگران بلکه با خودتان نیز جملات مثبت تکرار کنید. ” امروز روز خوبی خواهد بود ” و یا ” من موفق خواهم شد “. شاید بگویید این جملات کلیشه ای است ولی باور کنید تاثیر آن را خواهید داد.

۷٫ سلامت باشید

when-to-workout-morning

باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا روزانه ۴۵ دقیقه فعالیت و ورزش در شش روز هفته انجام می داد. یک ذهن و جسم سلامت اولین شرط موفق بودن است. جسم شما همچون ماشینی است که همه موضوعات مربوط به شما را حمل می کند. فعالیت بدنی و ورزش تنها جسم شما را سالم نگه نمی دارد بلکه ذهن و فکر شما نیز بسیار پویا خواهد شد.

۸٫ فکر عمیق

فکر عمیق

عمیق فکر کردن و یا مدیتیشن که شاید این روزها رایج شده به شما کمک می کند تمرکز کنید و سازنده باشید. خانوم Oprah Winfrey همواره راجع به فواید تفکر و مدیتیشن صحبت کرده است. روابط بهتر با اطرافیان، آرامش و خلاقیت بیشتر از جمله این فواید هستند.

۹٫ پیشرفت های کوچک ، نتایج بزرگ

پیشرفت های کوچک ، نتایج بزرگ

Henry Ford موسس کارخانه فورد می گوید: ” هیچ چیز سختی وجود ندارد وقتی به تکه های کوچک تقسیم شود “. افراد موفق به شکل دومینو مسیر را طی می کنند. قدم به قدم ، پیشرفت کوچک یکی بعد از دیگری ، اما در انتها دستاورد بزرگ و شیرین را خواهند داشت.

۱۰٫ سحرخیزان کامروا

سحرخیزان کامروا

ضرب المثل خود ما ایرانیان می گوید: ” سحر خیز باش تا کامروا گردی “. Tim Cook مدیرعامل شرکت اپل و Jeffrey Immelt مدیرعامل جنرال الکتریک از نمونه های این افراد هستند. بخش اعظمی از پیشرفت در اهداف و کارهایتان را در ابتدای صبح می توانید رقم بزنید، قبل از آنکه شلوغی محیط و جلسات و … شما را خسته کند.

موفقیت اتفاقی به دست نمی آید. اما زمانی که تصمیم گرفتید و باور کردید که می توانید موفق باشید با منش و رفتار افراد موفق به آن دست خواهید یافت.

نظر شما درباره این نکات چیست؟ به کدامشان عمل می کنید؟

ترفندهای ساده برای بیشتر خوانده شدن مطالب وب سایت شما

ترفندهای ساده برای بیشتر خوانده شدن مطالب وب سایت شما

 

اسیر آماده کردن پست جدیدتان بوده اید. سرانجام کارتان به پایان رسیده و دکمه انتشار پست را می زنید اما چه رخ داد ؟!

هیچ کس آن را نخوانده. نه کامنتی دریافت کرده اید و نه در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده. از این بدتر هم مگر می شود ؟!!!؟

ناراحت و خسته  از این اتفاق هستید و نکته تلخ از دست رفتن انگیزه تان برای تولید محتوای خوب است. چه راه حلی به ذهنتان می رسد ؟

  • به سراغ تبلیغ کننده های بزرگ محتوا بروید ؟
  • ده هزار ساعت دوره و کلاس نزد نویسنده های خوب بروید تا مهارت های نوشتاری تان بالاتر برود ؟!

مسلما جواب تان به سوال های بالا ” نه ” هست. در واقع راه حل مشکل بسیار ساده تر از آن چیزی است که تصور می کنیم. برای شروع بهتر است مسیرمان را به ۳ بخش تقسیم کنیم تا دید بهتری داشته باشیم :

  • شناخت نقاط ضعف
  • یافتن راه برطرف کردن نقاط ضعف
  • سر و شکل دادن به متن تا جذابیت آن خواننده را معطوف خود نگه دارد

  1. طبع جست و جو کنندگان را بشناسید

یک تحقیق نشان داد ۷۹ درصد از جست و جوگران در فضای وب ، کپی  می کنند و یا کپی کردن را به خواندن لحظه ای ترجیح می دهند. در واقع استفاده اکثر ما از اینترنت به این روش است. ما به دنبال اطلاعاتی هستیم و اگر آن را در صفحه ای پیدا نکنیم به سراغ صفحه و سایتی دیگر خواهیم رفت.

بنابراین چه کار کنیم تا مخاطبان مدت زمان بیشتری در صفحه ما بمانند و با مطلب و محتوا ارتباط برقرار کنند ؟

  1. بر روی خوانندگان تمرکز کنید

وقتی محتوا تولید می کنید با رقابت سختی برای جلب توجه مواجه می شوید. برندها ، افراد مشهور و شبکه های اجتماعی و سایر افراد چشمشان به دنبال جلب توجه مخاطبین شما است. اگر میخواهید در این رقابت بارنده نباشید و مردم با محتوای شما در تعامل باشند ، این نکته حیاتی است که محتوایی بسازید که در ذهن مخاطب باقی مانده و ماندگار شود.

به زبان دیگر تاکیدتان را روی خواننده قرار دهید.

به یک مثال درباره تبلیغ یک کتاب توجه کنید.

نویسنده کتاب می توانست برای تبلیغ کتابش در شبکه اجتماعی به یک جمله  ” کتاب جدیدم منتشر شد – ساختن یا نفرت ” بسنده کند. اما با جمله بالا این نویسنده به مخاطبین نشان نمی داد که چرا باید به این کتاب توجه کنند و یا این کتاب در چه زمینه ای می تواند به آن ها کمک کند. بنابراین نویسنده یک عکس منتشر کرده که در آن تصویر کتاب آمده و در کنار آن توضیحات و سوالاتی به صورت پرسش – پاسخ با خواننده تا به خواننده نشان دهد کتاب با چه محتوایی به او عرضه می شود.

ads

  1. با یک سوال شروع کنید که جواب خواننده به آن بله باشد

چرا یک سوال که مخاطب به آن بله بگوید ؟ در واقع با این کار شما به لحاظ حسی با مخاطب ارتباط برقرار می کنید. وقتی مخاطب به شما بله گفت در ادامه نیز راحتتر می توانید تایید وی را داشته باشید. همچنین وقتی شما مطلبی را بیان می کنید که مورد تایید مخاطب است، به مخاطب این پیام را منتقل می کنید که وی را می شناسید و با مشکلات و مسائل و یا فضای ذهنی مربوط به او آشنایی دارید.

  1. از قید ها در متن تان کمتر استفاده کنید

کدام را ترجیح می دهید ، پیاده روی در یک مسیر ناهموار و خیس پر از گل و یا یک مسیر سنگفرش شده دارای جوی آب. استفاده از قیدهای زیاد حکم همان مسیر اول را دارد.

استفاده زیاد از قید مانع ساده شدن جمله های شما می شود و در یک متن طولانی تر ممکن است خواننده را خسته کند.

  1. با مخاطب صحبت کنید

متن تان را به زبان دوم شخص بنویسید. در متن با مخاطب دیالوگ داشته باشید. سوال کنید. از ضمیر دوم شخص برای اشاره استفاده کنید. این کار کمک می کند مخاطب و خواننده خودشان را درون متن و محتوای شما ببینند.

  1. از ذهن مخاطبتان غافل نشوید

تحقیقات نشان داده که مغز قدرت تخیل بی نظیری دارد. بنابراین با توجه به این خصوصیت می توانید از ذهن مخاطبتان برای توصیف و خلق موقعیت ها استفاده کنید. عباراتی مثل “تصور کنید” ، “به یاد دارید” و “امکان دارد” ذهن مخاطب را آماده می کند تا منتظر شنیدن داستانی جذاب و گیرا باشد. این درگیر شدن ذهنی خواننده با متن شما باعث تعامل خوب و علاقه بیشتر مخاطب به خواندن محتوای شما می شود.

  1. حاضر جواب بودن همیشه بد نیست

منظور از حاضر جواب بودن در این جا یعنی توضیح دادن و جواب داشتن در مقابل سوال ” چرا ؟ ” مخاطب شما.  تحقیقات نشان می دهد که کلمه چون و زیرا در طرف مقابل آمادگی پذیرش یک موضوع را به وجود می آورد. به عنوان مثال حتی وقتی از کسی درخواست ( خواهش ) میکنید تا کار و عملی را انجام دهد دلیل و یا فایده درخواستتان را با او در میان بگذارید.

  1. صاف و ساده

همواره سعی کنید جملاتتان کوتاه و تا حد امکان ساده باشند. هر چه جمله ، طولانی تر باشد دنبال کردن آن سخت تر و در نتیجه خوانایی محتوایتان کم تر می شود.

به یاد داشته باشید که متن شما یک نمونه ادبی نیست و وقت و حوصله مخاطب محدود است پس ،در عین سادگی متن ، بیشترین میزان محتوا و مطلب را به مخاطب انتقال دهید.

  1. شفافیت برای عموم فراموش نشود

گاهی اوقات نویسندگان در نوشتارشان مشکلاتی دارند که خودشان نمی بینند. به عنوان مثال شما در حال نگارش یک متن در یک حوزه هستید و طبعا ممکن است بعضی اصطلاحات و یا اسامی به اختصار در آن حوزه رایج باشد. شما در هنگام نوشتن از این کلمات استفاده می کنید و برخی از مخاطبانتان نیز بدون مشکل معنا و مفهوم را می فهمند ، اما بهتر است تا هر چه بیشتر از مفهوم بودن کلماتتان اطمینان حاصل کنید پس حتما قبل از استفاده از کلمات تخصصی و یا اصطلاحات آن را برای عموم مخاطبان توضیح دهید.

  1. مفید فایده باشید

محتوا و مطلبی که ارائه می کنید باید برای کاربر ارزشمند باشد اما این امر چگونه اتفاق می افتد ؟

  • شامل بودن مشکلات و موضوعات مرتبط به کاربر
  • ارائه راهکار و اطلاعات راجع به موضوع و یا مشکل
  • دعوت و فراهم آوردن محیط تبادل نظر و بحث برای مخاطبان بعد از خواندن مطلب

مطلب شما می تواند به شکل نکته های کوچک ، پرسش و پاسخ  و حتی ارائه منابع و لینک های مناسب باشد. با رعایت ۳ بخش بالا کاربر موضوع مناسب برای صرف وقت و خواندن را دارد سپس راهکارها می تواند به وی کمک کند و در نهایت با ارائه نظر و بحث با سایر کاربران برداشت مناسبی از مطلب داشته باشد.

  1. پیکر بندی مطالب فراموش نشود

برای خوب نوشتن در وب تمام پیش آموخته هایتان را کنار بگذارید. شما باید محتوا را جوری بسازید تا نظر مخاطب را جلب کند و سپس متقاعد شود تا مطلب شما را تا پایان بخواند.

چنان چه محتوایی که تولید می کنید موضوعی پیچیده و یا طولانی دارد حتما در چند قسمت ارائه کنید. کاملا معقول است که بخش اعظم کاربران حاضر باشند یک موضوع گسترده را در ۱۰ بخش ۵ دقیقه ای مطالعه کنند تا یک بخش ۵۰ دقیقه ای !!!

رعایت نکات زیر در تولید محتوای متنی کمک می کند تا درصد خوانده شدن متن شما افزایش یابد.

  • با فونت مناسب به خوانایی بیشتر متن تان کمک کنید :

از نکاتی که بسیار سریع به چشم کاربر منتقل خواهد شد فونت مورد استفاده شما در نگارش متن است. یک فونت مناسب و خوانا نه تنها در ابتدا ذوق کاربر را از بین نمی برد بلکه در طول مدت خواندن متن نیز چشم کاربر را خسته نمی کند. پس فونت مناسب را انتخاب کنید. اندازه فونت و رنگ و استایل ( پررنگ و یا مورب بودن ) در جاهایی که لازم است تغییر دهید. تیترها و عناوین را متمایز و چشم گیرتر تایپ کنید.  فاصله بین خطوط نیز فراموش نشود.

  • متن را بشکنید :

یک متن پیوسته بهم چشم را خسته می کند و جذابیت بصری ندارد. سعی کنید متن را به صورت پاراگراف بندی شده ارائه کنید. هر ۴-۵ خط به پاراگراف بعدی بروید.

  • رنگ و لعاب به متن دهید :

بسیاری از مردم محتوای چندرسانه ای را نسبت به متن ساده ترجیح می دهند. حال که شما در حال تولید محتوای متنی هستید بسیار نکته مثبتی است که از عکس ،اینفوگرافی ، ویدیو و یا شکلک ها در محتوایتان استفاده کنید تا جذابیت و روح بیشتری به محتوای خود ببخشید.

  • بازی با کلمات و تصاویر :

گاهی می توانید میان موضوع تان با عکس و یا ضرب المثل ها و سخنان معروف و نقش بسته در ذهن مخاطبتان ارتباط برقرار کنید.

تصویر زیر را ببینید. در رابطه با میان وعده یک مطلب تهیه شده است. حال قبل از ورود به متن شما با یک جمله طنز از نویسنده مواجه شده اید که در آن از موضوع مقاله و محتوا استفاده و یا نام برده شده است.

word and pic

  • استفاده از علائم

چنان چه محتوای شما دارای لیستی از مطالب است و یا می خواهید دسته بندی کنید از اعداد و یا گلوله ها ( به مانند همین دسته بندی که در حال خواند آن هستید ) استفاده کنید.